پيچيد ومشغول استماع وحى گرديد تا نزديك شد كه آفتاب فرو رود ، چون وحى منقطع شد حضرت فرمود : يا علي ! نماز كردهاى ؟
عرض كرد : نه يا رسول اللّه ، نتوانستم كه سر مبارك تو را از دامن خود دور كنم .
پس حضرت فرمود : خداوندا ! على مشغول طاعت تو وطاعت رسول تو بود ، پس آفتاب را بر أو برگردان .
أسماء گفت : واللّه ديدم كه آفتاب برگشت وبلند شد وبه جائى رسيد كه بر زمينها تأبيد وبه وقت فضيلت عصر برگشت ، حضرت نماز كرد وباز آفتاب فرو رفت « 1 » .
در اين باب أحاديث بسيار در أبواب معجزات حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام مذكور خواهد شد ان شاء اللّه .
در روايت ديگر منقول است كه : چون رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم قصهء معراج را نقل كرد وفرمود كه : قافلهء قريش را ديدم كه در فلان منزل است ، پرسيدند : قافله چه روز داخل خواهد شد ؟ فرمود : در روز چهارشنبه .
چون روز چهارشنبه شد قريش منتظر بودند كذب آن حضرت ظاهر شود ، روز به آخر رسيد وقافله نيامد ؛ پس حضرت دعا كرد كه حق تعالى آفتاب را يك ساعت در نزديك مغرب نگاه داشت تا قافله داخل شد وصدق آن حضرت ظاهر شد « 2 » .
نوع سوم - فرو ريختن ستارگان وبسيارى شهب است : كه سابقا مذكور شد كه از علامت ولادت آن حضرت بود كه شياطين ممنوع شدند از رفتن به آسمان « 3 » .
نوع چهارم : عامه وخاصه روايت كردهاند كه : چون قبايل عرب با هم اتفاق كردند در اذيت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم حضرت فرمود : خداوندا ! عذاب خود را سخت كن بر قبايل مضر وبر ايشان قحطى بفرست مانند قحط زمان يوسف عليه السّلام .
هامش
( 1 ) . خرايج 1 / 52 ؛ كفاية الطالب 384 ؛ شرح الشفا 1 / 589 و 590 ؛ البداية والنهاية 6 / 80 . وبراي اطلاع بيشتر از مصادر عامه رجوع شود به إحقاق الحق 5 / 521 .
( 2 ) . شرح الشفا 1 / 591 .
( 3 ) . امالى شيخ صدوق 235 ؛ كمال الدين وتمام النعمة 196 ؛ تاريخ يعقوبي 2 / 8 .