تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
پس باران هفت سال بر ايشان نباريد ودر مدينه نيز قحطى بهم رسيد ، اعرابى به خدمت آن حضرت آمد واز جانب عرب استغاثه كرد كه : درختان ما خشكيده وگياههاى ما منقطع شده وشير در پستان حيوانات وزنان ما نمانده وچهارپايان ما هلاك شدند . پس رسول خدا به منبر برآمد وحمد وثناى حق تعالى ادا نمود ودعاى باران خواند ودر اثناى دعاى آن جناب باران جارى شد ويك هفته باريد وچندان باران آمد كه أهل مدينه به شكايت آمده عرض كردند : يا رسول اللّه ! مىترسيم غرق شويم وخانه‌هاى ما منهدم شود ، حضرت اشاره‌اى كرد بسوى آسمان وفرمود : « اللّهمّ حوالينا ولا علينا » « خداوندا ! بر حوالي ما بباران وبر ما مباران » وبه هر طرف كه اشاره مىفرمود ابر گشوده مىشد پس ابر از مدينه بر طرف شد وبر دور مدينه مانند إكليل حلقه شد وبر أطراف مانند سيلاب مىباريد وبر مدينه يك قطره نمىباريد ، ويك ماه سيلاب در رودخانه‌ها جارى بود ، پس فرمود : واللّه اگر أبو طالب زنده مىبود ديده‌اش روشن مىشد « 1 » . نوع پنجم - سايه كردن ابر بر سر آن حضرت پيش از بعثت وبعد از بعثت : چنانكه در أبواب سابقه گذشت كه چون با أبو طالب عليه السّلام به راه شام رفت بحيرا وغير أو مشاهده كردند وهمچنين در ساير أوقات وأحوال كه گذشت وبعد از اين مىآيد واين از معجزات متواترهء آن حضرت است « 2 » . نوع ششم - نازل شدن مائده وطعامها وميوه‌ها براي آن حضرت از آسمان : چنانكه به سند معتبر از امّ سلمه منقول است كه : روزى فاطمه عليها السّلام به نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آمد وحسنين عليهما السّلام را برداشته بود وحريره‌اى ساخته بود وبا خود آورده بود ، چون داخل شد حضرت فرمود : پسر عمّت را براي من بطلب ، چون أمير المؤمنين عليه السّلام حاضر شد امام حسين عليه السّلام را در دامن راست وامام حسين عليه السّلام را در دامن چپ وعلي عليه السّلام وفاطمه عليها السّلام را در پيش رو وپس سر خود نشانيد وعباى خيبري بر ايشان پوشانيد وسه مرتبه فرمود :
هامش
( 1 ) . خرايج 1 / 58 و 59 ؛ صحيح بخارى مجلد 1 جزء 2 / 15 - 22 . ( 2 ) . سيرهء ابن إسحاق 74 ؛ تاريخ طبري 1 / 519 و 520 .