به دونيم شد وآن حضرت براي شكر خدا به سجده رفت وشيعيان ما به سجده رفتند .
چون سر برداشتند گفتند : يا محمد ! امر كن به حال خود برگردد ، حضرت امر كرد به حال خود برگشت ودرست شد . گفتند : بفرما يك جانبش شق شود وجانب ديگر به حال خود باشد ، حضرت امر كرد چنان شد وسجده كرد وشيعيان ما سجده كردند .
منافقان گفتند : اى محمد ! مسافران ما از شام ويمن مىآيند از ايشان مىپرسيم اگر در اين شب ديدهاند آنچه ما ديديم باور مىكنيم واگر نه خواهيم دانست جادو كردهاى ؛ پس حق تعالى اين آيات را فرستاد « 1 » .
وعامه حديث شق شدن ماه را از بسيارى از صحابه روايت كردهاند مانند ابن مسعود ، انس ، حذيفة ، عبد اللّه بن عمر ، عبد اللّه بن عباس ، جبير بن مطعم ؛ وهمه روايت كردهاند كه در مكة واقع شد « 2 » .
وجبير روايت كرده است كه : چون مسافران ايشان آمدند وپرسيدند ، همه گفتند : ما نيز ماه را در آن شب چنين ديديم كه به دونيم شد وباز بهم آمد « 3 » .
وابن مسعود گفت : بخدا سوگند كه ديدم كوه حرا در ميان دو پارهء ماه بود « 4 » .
وضحاك روايت كرده است كه أبو جهل گفت : اين جادو است ، مىبايد فرستاد واز أهل شهرهاى ديگر سؤال كرد ، پس خبر آوردند كه أهل شهرهاى ديگر نيز در آن شب ماه را چنين ديدهاند ؛ پس كافران گفتند : اين جادوئى بوده است كه در همهء شهرها مستمر گرديده است « 5 » .
در روايت ديگر وارد شده است كه : شبى آن حضرت در حجر إسماعيل عليه السّلام نشسته بود
هامش
( 1 ) . تفسير قمى 2 / 341 .
( 2 ) . تفسير طبري 11 / 544 - 547 : تفسير قرطبى 17 / 126 ؛ تفسير روح المعاني 14 / 74 .
( 3 ) . تفسير قرطبى 17 / 127 ؛ تفسير بغوى 4 / 258 ؛ تفسير ابن كثير 4 / 231 . وراوي در اين سه مصدر ابن مسعود است .
( 4 ) . مجمع البيان 5 / 186 . ونيز رجوع شود به تفسير كشاف 4 / 431 وپاورقى آن وتفسير أبى السعود 5 / 652 .
( 5 ) . شرح الشفا 1 / 586 .