تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
كوچكى از قرآن نياوردند واگر قادر مىبودند مىآوردند وخود را از مهالك جنگ وجدال ومعارك قتل نفوس ونهب أموال خلاص مىكردند ، واگر آورده بودند البتة با وفور ادّعاى آن حضرت منتشر مىگرديد ودر مواطن متعددة بر آن جناب الزام مىنمودند وخبر آن به ما مىرسيد . بدان كه علماء خلاف كرده‌اند در آنكه آيا اعجاز قرآن از غايت فصاحت وبلاغت است يا آنكه هرگاه ارادهء معارضه مىكردند حق تعالى صرف قلوب وسدّ أذهان ايشان مىنمود كه اتيان به آن نمىتوانستند نمود ؟ اگر چه اعجاز به هر دو وجه حاصل مىشود ولكن حق آن است كه اعجاز از چندين وجه بود : أول - از جهت فصاحت وبلاغت وحلاوت كه هر أعجمي كه قرآن را مىشنود امتياز آن را از سخنان ديگر مىفهمد وهر فقره‌اى از آن كه در ميان هر كلام فصيحى واقع شود مانند ياقوت رمّانى ولعل بدخشانى مىدرخشد ، وجميع فصحاى متقدمين ومتأخرين اذعان به فصاحت وبلاغت آن نموده‌اند . ودر حديث معتبر منقول است كه : در زمان حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام ابن ابن العوجاء وسه تن از ملاحده كه در نهايت فصاحت بودند اتفاق كردند كه كتابي در برابر قرآن بياورند وهر يك ربعي از آن را تمام كنند ، واين عهد را با يكديگر در مكة پنهان كردند وبا يكديگر وعده كردند در سال ديگر جمع شوند در مكة وترتيب دهند . چون سال ديگر شد در مقام إبراهيم جمع شدند ، پس يكى از ايشان گفت : من چون ديدم قول خدا را كه
يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَيا سَماءُ أَقْلِعِي وَغِيضَ الْماءُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ
« 1 » دانستم كه معارضهء قرآن نمىتوان كرد ودست از معارضه برداشتم ؛ ديگرى گفت : چون اين آية را ديدم
فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا
« 2 » نااميد شدم از معارضهء قرآن . پس در اين حال حضرت صادق عليه السّلام از پيش ايشان گذشت وبه اعجاز اين آية را بر
هامش
( 1 ) . سورهء هود : 44 . ( 2 ) . سورهء يوسف : 80 .
حياة القلوب ( فارسي ) — صفحة 410 | العلامة المجلسي