و تدخل أولياءها الجنّة ، و هي الصدّيقة الكبرى ، و على معرفتها دارت القرون الأولى « 1 » . يعنى : خدا چهار يك دنيا را مهر فاطمه قرار داده ، پس چهار يك دنيا مال اوست ، و بهشت و جهنّم را مهر او قرار داده تا داخل كند دشمنان خود را در آتش ، و داخل كند دوستان خود را در بهشت ، و اوست صدّيقهء كبرى كه بر شناسائى او دور زده است قرنهاى پيشين . مؤلّف قاصر گويد : كدام زنى است در ميان تمام زنهاى اوّلين و آخرين كه چهار يك تمام دنيا يا نصف دنيا طبق بعضى از اخبار ديگر ، و تمام بهشت و جهنّم را خدا مهر او قرار داده باشد ، و بعلاوه عاقد او ذات اقدس احديّت ، و در عرش جبرئيل امين ، و در بيت المعمور راحيل ملك خطبه خوان ، و ملائكهء حاملين عرش شاهدهاى ازدواج ، و نثاركننده رضوان خازن بهشت ، و طبق نثار درخت طوبى ، و نثار آن درّ و ياقوت و مرجان ، و پيغمبر خدا مشّاطهء او باشند ، و معرفت او بر تمام حاملين عرش و فرشتگان آسمانهاى هفتگانه و حور العين بهشتى و تمام خلق اوّلين و آخرين از انبياء و مرسلين حتّى پدر بزرگوارش واجب باشد ، و بر معرفت او دور زند همهء قرنهاى گذشته . و با اين خصوصيّات و اوصاف بالاتر از اينها چنانچه بعضى از آنها در اين كتاب به محل خود ذكر خواهد شد از ولايت كلّيهء مطلقه بر كنار باشد ؟ ! حاشا و كلّا ثم حاشا و كلّا . پس بطور قطع و يقين طبق آيات و اخبار بسيار ، مسلّما آن بىبى معظّمه وليّة اللّه و با پدر بزرگوار و شوهر عالىمقدار خود همدوش و همراه و داراى مقام ولايت مطلقه مىباشد .
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 303
مساهمون: سيد حسن مير جهانى طباطبائى
ص٣٠٣
هامش
( 1 ) علّامهء مجلسى ، بحار الأنوار ج 43 ص 105 ح 19 .