اگر هر كدام از آنها نبودند ديگرى هم نبود .
براى تقريب به ذهن تنظير مىكنيم تمام عوالم امكانيّه را به شخص تام الخلقه مركّب از اعضاء و جوارح داخليّه و خارجيّه ، كه بعضى از اجزاء و اعضاء آن خادمه و بعضى مخدومه ، و در اجزاء مخدومه هم بعضى از آنها رئيسهاند كه قوام و بقاء سائر اعضاء بواسطهء آنهاست ، كه اگر آنها نباشند باقى آنها هيچكدام نخواهند بود ، و قوام اعضاء رئيسه هم هر كدام از آنها به يكديگر است ، مثلا اعضاء رئيسه در بدن هر شخصى عبارت است از دماغ كه بمنزلهء پيغمبر است در بدن ، و قلب كه بمنزلهء امام است در آن ، و جگر كه مجمع البحرين آن دو است ، پس اگر گفته شود اگر دماغ نبود قلب هم نبود ، و اگر جگر كه منشأ رسانيدن خون به قلب و از آن به دماغ و سائر اعضاء است نبود نه دماغ بود و نه قلب ، جاى ترديد و اشكالى باقى نمىماند .
حق جان جهان است و جهان جمله بدن * ارواح ملائكه قواى اين تن
افلاك و عناصر و مواليد اعضا * توحيد همين است دگرها همه فن
خلاصهء كلام : آنچه كه در پيرامون اين حديث شرح داده شد جواب كسانى است كه مىگويند از ظاهر متن حديث لازم مىآيد كه فاطمه سلام اللّه عليها افضل از پدر بزرگوار و شوهر عالىمقدارش باشد .
اين گمان غلطى است كه ذهن سليم متتبّع از آن ابا دارد . حديث مشهور مستفيض بلكه متواتر نبوى صلّى اللّه عليه و آله كه فرموده : « فاطمة بضعة منّي » و حديث « فاطمة روحي التي بين جنبي » كه هر دو حديث را فريقين روايت كردهاند پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فاطمه عليها السّلام را به عضويّت خود معرفى فرموده ، و آن بىبى معظّمه را روح خود خوانده بر سبيل حقيقت است نه مجاز .
و قول قاضى عضدى صاحب مواقف كه گفته است اين كلام پيغمبر از باب