و أسعد جدّكما ، و جمع بينكما ، و أخرج منكما الكثير الطيّب ، ثم أمر النبي صلّى اللّه عليه و آله بطبق بسر و أمر بنهبه ، و دخل حجرة النساء و أمر بضرب الدف « 1 » .
ترجمه
يعنى : پيغمبر به على فرمود : سخن بگو و خطبه بخوان براى خودت . پس گفت :
ستايش مختص ذات خدائيست كه هر كه او را ستايش كند به او نزديك مىشود خدا ، و هر كه او را بخواهد به او نزديك شود ، و وعده داده است خدا بهشت را به كسى كه از او بپرهيزد ، و ترسانيده است به آتش هر كه را كه نافرمانى او كند ، ستايش مىكنيم او را بر احسان قديم او و نعمتهاى او ، نحوهء ستايش كردن كسى كه مىداند كه خدا آفرينندهء او است ، و نعمتهادهنده و پديدآورنده و ميراننده و زندهكننده و سؤالكننده از بدىهاى او است ، و از او يارى مىطلبيم و طلب هدايت مىكنيم ، و به او مىگرويم و مىخواهيم كه امور ما را كفايت كند ، و شهادت مىدهيم به اينكه نيست خدائى مگر خداى يكتائى كه هيچ شريك و انبازى ندارد ، شهادتى كه به او برسد و او را خشنود كند ، و شهادت مىدهيم به اينكه محمّد بنده و فرستادهء اوست ، صلواتى كه او را رستگار كند و از آن بهرهمند شود و بالا برد و اختيار كند او را . و اينكه نكاح از چيزهائى است كه خدا به آن امر فرموده و موجب رضايت اوست ، و جمع شدن ما از چيزهائى است كه خدا تقدير كرده و در آن اذن داده است ، و اينست رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه با من تزويج كرده است فاطمه دختر خود را به صداق پانصد درهم ، پس از او سؤال كنيد و شاهد باشيد .
و در خبر ديگر است كه فرمود : تزويج كردم با تو دختر خود فاطمه را به صداق آنچه كه تزويج كرده است تو را خداى بخشنده ، و راضى شدم به آنچه كه خدا به آن راضى است براى او ، پس اين اهل توست در مقابل تو و تو سزاوار و حقدارترى به آن از من .
هامش
( 1 ) علامهء مجلسى ، بحار الأنوار ج 43 ص 112 .