تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

گرفته ، و بالاى آن نهرها قبّه‌هائى از در قرار داده كه شعبه‌شعبه مىشود به زنجيرهاى طلا ، و دور آن قبّه‌ها را انواع درخت‌ها احاطه كرده ، و در هر قصرى قبّه‌اى بنا نموده ، و در هر قبّه تختى قرار داده از يك دانه درّ سفيد ، و آن را به سندس و استبرق پوشانيده ، و فرش زمين آن به زعفران پيراسته كه در ميان آن مشك و عنبر آميخته ، و در هر قبّه‌اى حوريّه‌ايست ، و براى هر قبّه‌اى صد در قرار داده ، كه بر هر درى دو چشمه جارى و دو درخت است ، و هر قبّه‌اى مفروش و در اطراف آن آية الكرسى نوشته شده . گفتم : اى جبرئيل ! اين بهشت را خدا براى چه كسى آفريده ؟ گفت : خدا آن را براى فاطمه و على آفريده ، و اين غير از بهشت‌هاى ايشان است ، تحفه‌ايست كه خدا به ايشان تحفه داده ، چشمت روشن باد اى رسول خدا ، و رحمت هميشگى خدا بر تو باد . در بحار الأنوار از تاريخ خطيب ، و كتاب ابن مردويه ، و ابن مؤذّن ، و شيرويه ، به سندهاى خودشان از على بن جعده ، به سند خود از ابن عبّاس و جابر روايت كرده‌اند كه گفتند : لمّا كانت الليلة التي زفّت فاطمة إلى علي ، كان النبي أمامها ، و جبرئيل عن يمينها ، و ميكائيل عن يسارها ، و سبعون ألف ملك من خلفها يسبّحون اللّه و يقدّسونه حتّى طلع الفجر « 1 » . يعنى : چون شب زفاف كه فاطمه را به خانهء على مىبردند ، پيغمبر در جلو او مىرفت ، و جبرئيل از طرف راست او ، و ميكائيل از طرف چپ او ، و هفتادهزار فرشته از عقب سر او مىرفتند و خدا را تسبيح و تقديس مىكردند تا طلوع فجر . و نيز در بحار از ابن شاهين به اسناد خود از ابى ايّوب روايت كرده كه گفت : قال النبي صلّى اللّه عليه و آله لفاطمة : إن علي بن أبي طالب ممّن قد عرفت قرابته و فضله من الإسلام ، و إنّي سألت ربّي أن يزوّجك خير خلقه و أحبّهم إليه ، و قد ذكر من أمرك شيئا فما ترين ؟

هامش
( 1 ) علامهء مجلسى ، بحار الأنوار ج 43 ص 115 .