بنظرتي إليها . قال علي عليه السّلام : ثم قام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لينصرف ، فقالت له فاطمة : يا أبة ، لا طاقة لي بخدمة البيت ، فأخدمني خادما يخدمني و يعينني على أمر البيت . قال رسول اللّه : يا فاطمة ، أيّما أحب إليك : خادم أو خير من الخادم ؟ فقال علي عليه السّلام : فقلت : قولي : خير من الخادم ، فقالت : يا أبه ، خير من الخادم . فقال لها رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : تكبّرين اللّه في كل يوم أربعا و ثلاثين تكبيرة ، و تحمدينه ثلاثا و ثلاثين مرّة ، و تسبّحينه ثلاثا و ثلاثين مرّة ، فتلك مائة في اللسان ، و ألف في الميزان ، يا فاطمة ، إنّك إن قلتها في صبيحة كل يوم ، كفاك اللّه ما أهمّك من أمر الدنيا و الآخرة « 1 » .
ترجمه
يعنى : و به من گفتند كه رسول خدا تو را به مرد محتاجى كه هيچ مالى ندارد تزويج كرده .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : نه پدرت فقير است ، و نه شوهرت فقير است ، هرآينه بر من عرضه داشته شد خزينههاى زمين از طلا و نقره ، و من اختيار كردم آنچه را كه نزد پروردگار من كه غالب و بزرگ است مىباشد . اى دخترك من ! اگر مىدانستى آنچه را كه پدرت مىداند قبيح و زشت مىآمد دنيا در پيش چشم تو . بذات خدا سوگند ياد مىكنم كه من در نصيحت كردن به تو كوتاهى نكردم ، تو را تزويج كردم به پيشقدمترين مردمان در اسلام آوردن ، و پر علمترين ايشان در علم و دانش ، و بزرگترين ايشان در عقل و بردبارى .
اى دخترك من ! خداى عزّ و جل نگريست بسوى زمين نگريستنى خاص ، و از اهل آن دو تن را اختيار كرد : يكى از آن دو مرد پدرت بود ، و ديگرى شوهرت . اى دخترك من ! نيكو شوهرى است شوهر تو ، نافرمانى نكن او را در امرى . پس رسول خدا مرا صدا زد ، گفتم :
هامش
( 1 ) أخطب خوارزم ، المناقب ص 343 - 354 .