فقال : من قبل أن يخلق اللّه الدنيا باثني عشر ألف سنة « 1 » .
ترجمه
يعنى فرمود : روزى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در خانهء ام سلمه بود كه فرشته فرود آمد كه بيست سر داشت ، و در هر سرى هزار زبان ، تسبيح و تقديس مىكرد خدا را به لغتى كه شبيه يكديگر نبود ، كف او اوسع از آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانه بود . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گمان كرد كه او جبرئيل است ، فرمود : اى جبرئيل ! من هرگز تو را به اين صورت نديدهام .
گفت : من جبرئيل نيستم ، من صرصائيلم كه خدا مرا بسوى تو فرستاده تا تزويج كنى نور را با نور .
گفتم : كى را با كى ؟
گفت : دخترت فاطمه را با على .
پس تزويج فرمود پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فاطمه را با على به شهادت ميكائيل و جبرئيل و صرصائيل .
على عليه السّلام گفت : آنگاه پيغمبر نگاه كرد در ميان دو شانهء صرصائيل كه نقش « لا إله إلّا اللّه محمّد رسول اللّه علي مقيم الحجّة » يعنى نيست خدائى جز خدا ، محمّد پيغمبر خداست ، على برپادارندهء حجّت است .
پيغمبر فرمود : اى صرصائيل ! چه مدّتى است كه در ميان دو شانهات اين نقش نوشته شده ؟
گفت : دوازدههزار سال پيش از اينكه خدا اين دنيا را بيافريند .
خبر ديگر
و نيز در كتاب مناقب به سند متّصل از سلمان و ام سلمه و امير مؤمنان
هامش
( 1 ) اخطب خوارزم ، المناقب ص 340 - 341 ح 360 چاپ قم .