تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١

فصل هشتم در بيان ازدواج فاطمه با على عليهما السّلام و چگونگى آن

طبرى عليه الرحمه در كتاب دلائل الامامه به سند خود از امام صادق عليه السّلام از پدر بزرگوارش ، از جدّش ، از ابن عبّاس چنين روايت كرده كه گفت ابن عبّاس : چون هجرت كرد پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله از مكّه به سوى مدينه ، و در آنجا مسجدى بنا كرد ، و اهل مدينه با او انس گرفتند ، و كلمهء او بالا گرفت ، و مردمان بركت او را شناختند ، و از دور و نزديك سواران و پيادگان بنزد او مىآمدند ، و ايمان ظاهر شد ، و پادشاهان از او حديث مىكردند ، و از شمشير عذاب او مىترسيدند . اكابر و اشراف ، فاطمه با امير مؤمنان و زن‌هاى مهاجرين همه با همديگر هجرت كردند ، و عايشه هم از جملهء مهاجرين بود ، پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آن را در خانهء مادر ابو ايّوب انصارى فرود آورد . و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله زن‌هائى را خطبه كرد ، و اوّل دخول خود در مدينه سوده را تزويج كرده بود ، فاطمه را بنزد او نقل داد ، پس از آن تزويج كرد ام سلمه دختر ابى اميّه را ، و امر فاطمه را به او واگذار كرد ، بر حسب ظاهر ام سلمه او را ادب مىكرد ، ولى ام سلمه مىگفت : به خدا سوگند ادب فاطمه از من زيادتر بود و هر چيزى را بهتر از من مىدانست و مىشناخت همهء آنها را ، و چگونه چنين نباشد و