تزويج كردم كنيز خود فاطمه دختر حبيبم محمّد صلّى اللّه عليه و آله را براى بندهء خود على بن ابى طالب ، پس جبرئيل نيز عقد بست فاطمه را براى على ، و شاهد گرفت ملائكه را تماما ، و شهادت آنها را نوشت در پارچهء حريرى ، و جبرئيل آن را آورد و به نظر مبارك پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله رسانيد ، و پس آن را به مهرى از مشك مهر زد و به رضوان خازن بهشت سپرد ، چنانچه مفصّلا پس از اين ذكر مىشود . چهل و پنجم : پس از آنكه جبرئيل ملائكه را شاهد گرفت بر ازدواج فاطمه با على ، امر كرد درخت طوبى را تا حلى و حلل خود را نثار كند ، پس نثار كرد همهء حلى و حلل خود را ، و ملائكه و حور العين همهء آنها را جمع كردند ، و آنها را براى يكديگر به هديه مىبرند تا روز قيامت و افتخار مىكنند . چهل و ششم : آنكه از جمله چيزهائى كه خدا براى زهراء عليها السّلام صداق قرار داده يكى از آنها شفاعت در قيامت است براى گناهكاران از شيعيان و دوستان اوست ، چنانچه در كتاب عوالم روايت كرده و از كتاب معراج النبوّه نيز نقل شده كه فاطمه عليها السّلام از جمله وصيّتهائى كه به على عليه السّلام كرده اين بوده : إذا دفنتني فادفن معي هذا الكاغذ الذي في الحقّة . فقال لها سيّد الوصيّين : به حق النبي أخبريني بما فيه . قالت : حين أراد أن يزوّجني أبي منك قال لي : زوّجتك من علي صداق أربعمائة درهم . قلت : رضيت عليّا و لا أرضى بصداق أربعمائة درهم . فجاء جبرئيل فقال : يا رسول اللّه ، يقول اللّه عزّ و جل : الجنّة و ما فيها صداق فاطمة . قلت : لا أرضى . قال : أيّ شيء تريدين ؟ قلت : أريد أمّتك لأنّك مشغول بأمّتك . فرجع جبرئيل ثم جاء بهذا الكتاب مكتوب « شفاعة أمّة محمّد صداق فاطمة » فإذا كان يوم القيامة أقول : إلهي هذه قبالة شفاعة أمّة محمّد صلّى اللّه عليه و آله « 1 » .
جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: سيد حسن مير جهانى طباطبائى
ص١٦٨
هامش
( 1 ) در مظان عوالم كتاب فاطمة الزهراء عليها السّلام پيدا نشد ، و دسترسى به كتاب معراج النبوّة پيدا نشد .