و أغصانها و أوراقها شيعتها « 1 » . يعنى : شجرهء طيّبه رسول خداست كه اصل آن است ، و على عليه السّلام فرع آن ، و فاطمه عنصر آن ، و ائمّه عليهم السّلام شاخهها و ميوهء آن ، و شيعيان برگهاى آنند . و قريب به همين مضمون در كتاب بصائر الدرجات و بحار الأنوار و بعض ديگر از كتب معتبره نيز روايت شده با قيد سلسله سند . جاى ترديد نيست كه رشد و ترقّى و مثمر شدن به عنصر آن است ، و از اين راه است كه لفظ ام به معناى عنصر استعمال شده ، و امّهات اربعه به معناى عناصر اربعه استعمال آن شايع است .
وجه چهارم
بنابر اطلاق ام بر پوست نازك روى دماغ ، يا آنچه كه دماغ در آن جاى دارد ، ممكن است پس از تمهيد مقدّمهاى وجه مناسبى براى اين كنيهء شريفه گفته شود ، و آن مقدّمه اين است كه : چون دماغ از اشرف اعظاء رئيسه و لطيفترين اجزاء ، و به منزلهء مصباح و چراغى است نورانى ، و مركز عقل و حواس باطنه ، و مبدأ و منشأ حواس ظاهره ، و بزرگترين مايهء حيات آدمى است ، و از شدّت لطافت به انواع حوادث نزديك است ، لذا حكيم على الاطلاق بر وفق حكمت براى محفوظ ماندن آن از حوادث به بديع صنعت و صنيع فطرت خود بر وجه اتقان جايگاه و كوّه و مشكاة و غشاوهاى براى آن قرار داده ، تا اين سراج منير از تندباد حوادث مصون و محفوظ بماند ، و از انواع آسيب و خطر مأمون باشد ، تا هر يك از حواس باطنه و ظاهره به تقدير عزيز عليم به وظيفهء خود مشغول باشند .
مىگوئيم : در صورتى كه سرج عقول جزئيّه محتاج به فانوس و مردنگىها
هامش
( 1 ) مرحوم طريحى ، مجمع البحرين ج 3 ص 343 .