تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
مظهر و منشأ شىءاى يا محل تفاصيل امور بودن فى الجمله و لو بالنسبه باشد ، پس مىگوئيم كه صدّيقهء طاهره صلوات اللّه عليها نسبت حقيقيّهء ذاتيّه با پدر بزرگوار خود داشته ، به نحوى كه اين نسبت براى احدى اتّفاق نيفتاده در ميان همهء خلق ؛ زيرا كه اين بىبى معظّمه دختر و بضعه و جزء و لطيفهء سرّ او و روح ميان دو پهلوى او بوده ، و جميع آثار نبوّت و ولايت از او ظاهر شده ، و اگر نبود آن آثار ظاهر نمىشد ، و چون همهء آثار از او ظاهر شد بسبب اولاد او صلوات اللّه عليهم ، بتدريج تحمّل اثقال پدر بزرگوار خود را كه آثار نبوّت و ولايت است نمود ، همچنانى كه مادر متحمّل اثقال فرزند و مربّى او مىشود و تحمّل زحمات او را مىكند كه اگر مادر نبود فرزند بوجود نمىآمد ، لذا به‌ام ابيها كنيت داده .

وجه هشتم

بنابر اطلاق آن بر شىء عظيم الشأن گفته مىشود ، كه اخبار و احاديث بسيارى از شيعه و سنّى در عظمت شأن آن بىبى معظّمه روايت شده ، به نحوى كه دوست و دشمن در عظمت مقام او اذعان دارند ، و او را به عظمت مىستايند ، و وجود مبارك پدر بزرگوارش با او معامله‌اى مىكرده كه فرزند با مادر خود مىكند ، چنانچه مأمور بوده از جانب خدا دست او را ببوسد ، و سلام خدا را به او برساند ، و سر تا پا مقابل او بايستد ، و هر وقت بر پدر وارد مىشود او را استقبال كند ، و هرگاه خارج مىشود او را بدرقه كند ، و به او خطاب سيّده كند . چنانچه از كتاب فضائل العترة تأليف ابى السعادات و كتاب اربعين ابن مؤذّن حكايت و روايت شده از عكرمه از ابن عبّاس و ابى ثعلبه حسنى و از نافع و از عبد اللّه بن عمر بن الخطّاب كه گفته‌اند : كان النبي صلّى اللّه عليه و آله إذا أراد سفرا كان آخر الناس عهدا بفاطمة ، و إذا قدم كان أوّل الناس عهدا