تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنة العاصمة ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
حديث استفاده مىشود دلالت دارد بر اينكه آن بزرگوار از ديگران به سبب علم و دانش و بريده شده است از طمث . علّامهء مجلسى رحمه اللّه براى اين حديث شريف بيانى دارد در توجيه عبارت « فطمتك بالعلم » چنانچه قبلا گفته شد « أي أرضعتك بالعلم حتّى استغنيت و فطمت » يعنى شير دادم تو را به علم تا اينكه بىنياز شدى و بازگرفته شدى . و وجه ديگر گفته : « قطعتك عن الجهل بالعلم » يعنى بريدم تو را از جهل به سبب علم . وجه ديگر : « جعلت فطامك من اللبن بالعلم كناية عن كونها في به دو فطرتها عالمة بالعلوم الربّانية » يعنى : گردانيده شد بازداشته شدن تو از شير به سبب علم كنايه از اينكه در ابتداء فطرت عالمه بوده است به علوم ربّانيّه . پس از بيان اين سه وجه فرموده چيزى را كه مضمونش اين است : بنابر تقاريرى كه گفته شد فاعل به معناى مفعول است ، دافق كه به معناى مدفوق است . وجه ديگر : « فطمت » را به صيغه تفعيل احتمال داده ، يعنى « جعلتك قاطعة الناس من الجهل » يعنى قرار دادم تو را جداكننده مردمان از نادانى . وجه ديگر : « فطمها من الجهل هي تفطّم الناس منه » يعنى جدا ساخت او را از نادانى پس او هم جدا مىسازد مردم را از آن . و پس از بيان اين دو وجه فرموده : و مشكل اجراء اين دو وجه در قول او كه فرموده « فطمتك من الطمث » مگر به تكلّف ، به اينكه طمث را كنايه از اخلاق و افعال ذميمه قرار دهند ، يا گفته شود : « لمّا فطمتك من الأدناس الروحانيّة و الجسمانيّة إنّك تفطم الناس عن الأدناس المعنويّة » يعنى براى اينكه جدا ساختم تو را از چرك‌ها و كثافات روحانى و جسمانى ، پس تو هم جدا مىسازى مردمان