را از چركها و كثافتهاى معنويّه « 1 » . پايان كلام علّامه رحمه اللّه .
در بيان اعراب كلمهء فاطمه
هرگاه كلمهء « فاطمه » بعد از الف و لام واقع نشده باشد ، چون غير منصرف است به سبب علميّت و تأنيث در حالت نصب و جر به كسره بايد خواند ، چنانچه نحويّين گفتهاند ، و از ايشان است ابن مالك در الفيّه كه گفته است :
* و جرّ بالفتحة ما لا ينصرف * و امّا اگر مصدّر به الف و لام باشد يا به اسم ديگرى اضافه شده باشد به جر بايد خواند .
و امّا اگر اسم و لقب با هم باشند ؛ اگر لقب مفرد است و اسم هم مفرد است فاطمه كه به آن اضافه شود مانند فاطمة الزهراء نيز به كسر بايد خواند در حالت جر ؛ زيرا كه زهراء مسلّم لقب است نه صفت .
و امّا اگر لقب جمله باشد مانند فاطمة سيّدة النساء ، اينجا در حالت جر به فتح خوانده مىشود .
پيرامون نام دوم
نام دوم آن حضرت « صدّيقه » است يعنى بسيار راستگو و هميشه مداوم راستگوئى و تصديق هر آنچه كه حق و ثابت است ، و عادتى در گفتار جز راستگوئى ندارد ، و ملازم با شكرگزارى ، و ملازم با شرافت هميشگى است ، و مريم مادر عيسى عليها السّلام هم از اين راه است كه خداوند متعال او را در كلام خود صدّيقه ناميده و فرموده است :
وَ أُمُّه صِدِّيقَةٌ
« 2 » يعنى او مانند ساير زنانى است
هامش
( 1 ) علّامهء مجلسى ، بحار الأنوار ج 43 ص 13 - 14 .
( 2 ) سوره مائده : 75 .