تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 918

مساهمون:

ص٩١٨

قضاى حق تعالى بر او جارى گردد « 1 » . شيخ كشى روايت كرده است كه عبد اللَّه بن طاووس از امام رضا عليه السّلام پرسيد كه : آيا يحيى بن خالد زهر داد پدر بزرگوار شما را ؟ فرمود : بلى او را زهر داد در سى رطب ، گفت : آيا نمىدانست آن حضرت كه آن رطبها را به زهر آلوده‌اند ؟ آن جناب فرمود : در آن وقت محدّثى كه از جانب خدا او را حديث مىگفت ، از او غايب شد ، راوى گفت : محدّث كيست ؟ حضرت فرمود : ملكى است بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل كه با رسول خدا مىبود ، و با هر كدام از ائمّه مىباشد « 2 » . مترجم گويد كه : اين حديث چنين وارد شد ، و از بعضى اخبار سالفه مفهوم مىشود كه در هنگام تناول نمودن آن نيز مىدانسته‌اند ، مىتواند بود كه اين اخبار موافق عقول اكثر خلق وارد شده باشد ، مجملى از تحقيق اين مطلب در بيان احوال حضرت امام حسين عليه السّلام مذكور شد كه تكليف ايشان مانند تكليف ديگران نيست . در خصوص اين مقال مىتوان گفت كه : آن حضرت را به خوردن آن رطب وقتى فايده مىكرد كه از دست ايشان رها تواند شد ، و ايشان آن حضرت را به وجه ديگر به قتل نرسانند ، آن حضرت مىدانست كه اگر به آن نحو نشود بر وجهى شنيع‌تر آن حضرت را شهيد خواهند كرد ، پس مىتواند بود كه وجه اسهل را اختيار فرموده باشند ، در اين امور تفكّر نكردن و مجملًا تصديق نمودن كه آنچه از ايشان صادر مىشود عين حق و صواب است اولى و احوط است .

هامش
( 1 ) بصائر الدرجات 481 .
( 2 ) رجال كشى 863 .