بود ، و اوّلًا به حضرت امام زين العابدين عليه السّلام متوسّل شد ، چون حضرت از جانب حق تعالى مأمور نبود به خروج و نيّت فاسد او را مىدانست ، اجابت او ننمود ، پس او به محمّد بن حنفيّه متوسّل شد و مردم را بسوى او دعوت مىكرد و او را مهدى قرار داده بود ، و مذهب كيسانيّه از او در ميان مردم پيدا شد ، و محمّد بن حنفيّه را امام آخر مىدانند و مىگويند كه : زنده است و غايب شده ، و در آخر الزّمان ظاهر خواهد شد . و الحمد للَّه كه اهل آن مذهب منقرض شدهاند و كسى از ايشان نمانده است ، و ايشان را به اين سبب كيسانى مىگويند كه از اصحاب مختارند ، و مختار را كيسان مىگفتند براى آنكه امير المؤمنين عليه السّلام موافق روايات ايشان او را به كيّس خطاب كرد ، يا به اعتبار آنكه سر كردهء لشكر او و مدبّر امور او ابو عمره بود كه كيسان نام داشت .
و آنچه از جمع بين الاخبار ظاهر مىشود آن است كه او در خروج خود ، نيّت صحيحى نداشته است ، و اكاذيب و اباطيل را وسيلهء ترويج امر خود مىكرده است ، و ليكن چون كارهاى خير عظيم بر دست او جارى شده است ، اميد نجات دربارهء او هست ، و متعرّض احوال اين قسم مردم نشدن شايد اولى و احوط باشد .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 807
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٠٧