قطع كرده است و انگشتر حضرت را برداشته است ، مختار فرمود كه دستها و پاهاى او را بريدند ، و در خون خود غلطيد تا به جهنّم و اصل شد « 1 » . و در تفسير حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام مذكور است كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : چنانچه بعضى از بنى اسرائيل اطاعت خدا كردند ، و ايشان را گرامى داشت ، و بعضى معصيت خدا كردند ، و ايشان را معذّب گردانيد ، احوال شما نيز چنين خواهد بود ؛ اصحاب آن حضرت گفتند : يا امير المؤمنين عاصيان ما چه جماعت خواهند بود ؟ فرمود : آنهايند كه مأمور ساختهاند ايشان را به تعظيم ما اهل بيت و رعايت حقوق ما ، و ايشان مخالفت خواهند كرد و انكار حق ما خواهند نمود ، و فرزندان اولاد رسول را كه مأمور شدهاند به اكرام و محبّت ايشان به قتل خواهند رسانيد . گفتند : يا امير المؤمنين چنين چيزى واقع خواهد شد ؟ فرمود : بلى البتّه واقع خواهد شد ، و اين دو فرزند بزرگوار من حسن و حسين را شهيد خواهند كرد ، حق تعالى عذابى بر ايشان وارد خواهد ساخت به شمشير آنهائى كه بر ايشان مسلّط خواهد گردانيد چنانچه بر بنى اسرائيل چنين عذابها مسلّط گردانيد . گفتند : كيست آنكه بر ايشان مسلّط خواهد شد يا امير المؤمنين ؟ فرمود : پسرى است از قبيلهء بنى ثقيف كه او را مختار بن ابى عبيده مىگويند . حضرت على بن الحسين عليه السّلام فرمود : چون اين خبر به حجّاج رسيد و به او گفتند : على بن الحسين از جدّ خود امير المؤمنين چنين روايتى مىكند ، حجّاج گفت : بر ما معلوم نشده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين را گفته باشد يا على بن أبي طالب اين را گفته باشد ، على بن الحسين كودكى است و باطلى چند مىگويد و اتباع خود را فريب مىدهد ، مختار را بياوريد به نزد من تا دروغ او ظاهر گردانم . چون مختار را آوردند ، نطع طلبيد ، و غلامان خود را گفت : شمشير بياوريد و او را گردن بزنيد ، چون ساعتى گذشت و شمشير نياوردند ، گفت : چرا شمشير نمىآوريد ؟ گفتند : شمشيرها در خزانه است و كليد خزانه پيدا نيست ، پس مختار گفت : نمىتواني مرا كشت ، و رسول خدا هرگز دروغ نگفته ، اگر مرا بكشى ، خدا زنده خواهد كرد كه سيصد و
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 800
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٠٠
هامش
( 1 ) بحار الأنوار 45 / 374 - 376 .