تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠

كنند زمان بسيارى خواهد گذشت ، پس ده كس ايشان در مدّت چهار سال منقرض شدند و باقى ايشان تا امارت عثمان پادشاهى كردند و مستأصل شدند ؛ سطيح در سيل العرم متولّد شده بود و تا زمان پادشاهى ذو نواس زنده ماند ، و آن زياده از سى قرن بود كه هر قرنى سى سال است يا زياده « 1 » . قطب راوندى روايت كرده است كه : از ابن عبّاس پرسيدند از احوال سطيح ، گفت : حق تعالى او را خلق كرده بود گوشتى تنها كه او را بر روى جريده‌هاى درخت خرما مىگذاشتند ، و به هركجا كه مىخواستند نقل مىكردند ، هيچ استخوان و عصب در بدن او نبود به غير از سر و گردن ، و از پاها تا چنبرهء گردن او را مىپيچيدند چنان كه جامه را مىپيچند ، و هيچ عضوى از او حركت نمىكرد به غير از زبان او ، چون خواستند كه او را به مكّه آورند چنبرى از جريدهء نخل بافتند و او را بر روى او انداختند و به مكّه آوردند ، پس چهار نفر از قريش نزد او آمدند و گفتند : ما به زيارت تو آمده‌ايم به سبب آنچه به ما رسيده است از وفور علم تو ، پس خبر ده ما را به آنچه در زمان ما و بعد از ما خواهد بود . سطيح گفت : اى گروه عرب ! نزد شما علم و فهم نيست ، و از عقب شما گروهى هم خواهند رسيد كه انواع علم را طلب خواهند كرد ، و بتها را خواهند شكست ، و عجم را خواهند كشت ، و غنيمتها طلب خواهند كرد ، گفتند : اى سطيح ! چه جماعت خواهند بود ايشان ؟ گفت : به حق خانهء صاحب اركان از عقب شما فرزندان به هم خواهند رسيد كه خداوند رحمان را به يگانگى خواهند پرستيد و ترك عبادت شيطان و بتان خواهند كرد ، پرسيدند كه : از نسل كه خواهند بود ؟ گفت : از نسل شريف‌ترين اشراف عبد مناف ، گفتند : از كدام بلد بيرون خواهند آمد ؟ گفت : به حق خداوندى كه باقى است تا ابد بيرون نخواهد آمد مگر از اين بلد ، و هدايت خواهد كرد مردم را به راه رشد و صلاح ، و عبادت خواهد كرد خداوند يگانه را به فيروزى و فلاح « 2 » .

هامش
( 1 ) كمال الدين 91 .
( 2 ) خرايج 1 / 127 .