تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 775

مساهمون:

ص٧٧٥

انتظار خبر مىكشيديم . چون شب در آمد ، از زير آن درخت صداى گريه و نالهء بسيار بلند شد ، و صداى نوحه‌كننده‌اى در ميان ايشان بلند بود كه مىگفت : اى فرزند محمّد مصطفى و اى جگرگوشهء علىّ مرتضى و اى بقيّهء پيشوايان رهنما ، پس از بسيارى صداهاى گريه و ناله و فغان ديگر نفهميديم كه چه مىگفتند ، و ليكن صداى گريه و نوحهء ايشان تا صبح بلند بود ، تا آنكه بعد از چند روز خبر رسيد كه در آن روز سيّد شهدا در صحراى كربلا شهيد شده بود ، پس سراپاى آن درخت خشك شد ، و باد و باران آن را در هم شكست و اثرى از آن نماند « 1 » . و در كتاب مثير الاحزان روايت كرده است كه در شبى كه آن حضرت شهيد شده بود ، اهل مدينه صداى نوحهء جنّيان را مىشنيدند ، و صداى هاتفى را مىشنيدند و كسى را نمىديدند كه شعرى چند به اين مضمون مىخواند : اى كشندگان حسين از روى جهل و ضلالت ! بشارت باد شما را در قيامت به عذاب و نكال ، گريه مىكنند بر آن شهيدان جميع اهل آسمان و پيغمبران و ملائكهء مقرّبان ، و لعنت كرده شده‌ايد شما بر زبان داود و موسى و عيسى ، و در بصره و ساير بلاد نيز اين قسم نوحه‌ها مىشنيدند و كسى را نمىديدند « 2 » . ابن قولويه روايت كرده است كه جنّيان بر حسين بن على عليه السّلام نوحه كردند به شعرى چند كه مضمون آنها اين است : چه خواهيد گفت در جواب پيغمبر خدا و رسول رهنما در وقتى كه سؤال كند از شما كه : اى آخر امّتها چه كرديد با اهل بيت من و برادران و مخصوصان من ؟ و به چه تقصير ايشان را در خاك و خون افكنديد ؟ از خدا و رسول شرم نكرديد « 3 » ؟ ايضاً به سند معتبر از حضرت امام رضا عليه السّلام روايت كرده است كه چون حضرت سيّد الشّهداء متوجّه عراق بود ، در شبى اصحاب آن حضرت شنيدند كه جنّيان شعرى چند در مدح آن حضرت مىخواندند ، حضرت در جواب ايشان شعرى چند خواند كه مضمون آنها اين بود كه : مىروم و از كشته شدن پروا ندارم ، و كشته شدن عار نمىباشد براى كسى

هامش
( 1 ) بحار الأنوار 45 / 233 .
( 2 ) مثير الأحزان 108 .
( 3 ) كامل الزيارات 95 .