تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 764

مساهمون:

ص٧٦٤

فصل هفدهم در بيان گريه و جزع انبيا و اوصيا و ائمّهء هدى و ملائكهء مقرّبين صلوات اللَّه عليهم اجمعين است بر آن حضرت

ابن بابويه و ابن قولويه و ديگران به اسانيد معتبرهء بسيار از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه چهار هزار ملك از حق تعالى رخصت طلبيدند كه به زمين آيند و حضرت امام حسين عليه السّلام را يارى كنند ، چون به زمين آمدند ، حضرت ايشان را مرخّص نفرمود ، به آسمان برگشتند ، و بار ديگر مرخّص شدند و به زمين آمدند ، چون به زمين رسيدند آن حضرت شهيد شده بود ، به نزد قبر آن حضرت ماندند ژوليده مو و گردآلوده و بر آن حضرت گريه مىكنند تا روز قيامت ، و سر كردهء ايشان ملكى است كه او را منصور مىگويند « 1 » ، پس هر كه به زيارت آن حضرت مىرود او را استقبال مىكنند ، چون وداع مىكند او را مشايعت مىنمايند ، و اگر بيمار شود به عيادت او مىروند ، و اگر بميرد بر جنازهء او نماز مىكنند ، و بعد از مردن براى او استغفار مىكنند ، و منتظرند كه قائم آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ظاهر شود و طلب خون آن حضرت بكنند . ابن بابويه و شيخ طوسى به سندهاى معتبر بسيار از امام محمّد باقر و امام جعفر صادق عليهما السّلام روايت كرده‌اند كه چون سيّد شهدا حسين بن على عليه السّلام شهيد شد ، ملائكه گريستند و به خروش آمدند و گفتند : اى خداوند ما و سيّد ما آيا تغافل مىكنى و انتقام

هامش
( 1 ) امالى شيخ صدوق 509 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 764 | العلامة المجلسي