چون طغيان گريهء آن جناب تسكين يافت ، بسوى مردم اشاره كرد كه ساكت شويد ، چون ساكت شدند فرمود : حمد مىكنم خداوندى را كه پروردگار عالميان است ، با همهء خلايق رحيم و مهربان است ، و اوست صاحب روز جزا و آفرينندهء ارض و سما ، و از ادراك عقلها دور است و به رازهاى پنهان نزديك است ، حمد مىكنم او را بر عظايم امور و مصائب دهور ، و محنتهاى به دردآورنده و ماتمهاى صبر براندازنده .
ايّها النّاس خدا راست حمد كه مبتلا گردانيد ما را به بدترين مصيبتها ، و رخنه در اسلام شد بزرگترين رخنهها ، سيّد جوانان بهشت را كشتند و فرزندان او را اسير كردند ، و سرش را بر سر نيزه در شهرها گردانيدند ، و اين مصيبتى است كه مثل خود ندارد ، پس كدام دل بعد از مشاهدهء اين مصيبت جانسوز شاد مىتواند شد ، و كدام ديده بعد از استماع اين واقعهء غم اندوز سيلاب اشك خونين را حبس مىتواند كرد ، به تحقيق كه آسمانهاى هفتگانه براى شهادت او گريستند ، و درياها به خروش آمدند ، و آسمانها و زمينها بر خود بلرزيدند ، و درختان آتش از نهاد خود بر آوردند ، و ماهيان بر آتش حرمان طپيدند ، و قدسيان عالم بالا و حاملان عرش اعلا در مصيبت سيّد شهدا اشك خونين ريختند .
ايّها النّاس كدام دل از اين محنت شكافته نشد و كدام سينه از اين مصيبت مجروح نگرديد ، ايّها النّاس نمىدانيد كه با ما چه كردند ، ما را مانند اسيران ، غل و زنجير كردند و بر شتران برهنه نشانيدند ، و از شهر به شهر و از ديار به ديار گردانيدند ، به خدا سوگند كه اگر پيغمبر به ايشان سفارش در كشتن و ذليل كردن و بر انداختن نسل ما مىكرد به جاى آنكه در اكرام و اعزاز و احترام و رعايت ما به ايشان وصيّت كرد ، هرآينه زياده از آنچه كردند نمىتوانستند كرد ، انّا للَّه و انّا اليه راجعون ، چه ماتمى است جانگداز و چه واقعهاى است راحت برانداز ، نزد خدا مزد خود را مىطلبيم و از او اميد ثواب داريم و اوست انتقام كشندهء مظلومان و ثواب دهندهء صابران . پس صوحان بن صعصعه برخاست و عذر خواست كه من زمينگير شدهام و به اين سبب از يارى شما محروم گرديدم ، حضرت عذر او را قبول فرمود و بر پدرش ترحّم نمود .
پس به مدينه تشريف آوردند ، چون نظر ايشان بر مرقد منوّر و ضريح مطهّر حضرت
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 753
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٥٣