تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧

زيرا كه حكما اتّفاق كرده‌اند كه طالع مشترى و عطارد و زهره و مرّيخ است ، هر فرزندى كه به آن طالع متولّد شود مىبايد كه همان ساعت بميرد ، و اگر بماند البتّه پيش از روز هفتم مىميرد ، آن پيغمبر به آن طالع متولّد شد و شصت و سه سال زندگانى كرد ، اين علاوهء ساير معجزات اوست ، پس او اقرار كرد و مسلمان شد ، مأمون او را « ايزدخواه » و « ما شاء اللّه » نام كرد . پس نظر مشترى علامت علم و حكمت و زيركى و فطنت و سياست و رياست آن حضرت بود ، و نظر عطارد نشانهء لطافت و ظرافت و ملاحت و فصاحت و حلاوت اوست ، و نظر زهره دليل صباحت و شادى و بشاشت و حسن و طيب و جمال و بها و غنج و دلال اوست ، و نظر مرّيخ دلالت مىكند بر شجاعت و جلادت و قتال و قهر و غلبه و محاربهء آن حضرت ، پس حق تعالى جمع كرد در آن حضرت جميع مدايح را . بعضى از منجّمان گفته‌اند : طالع ولادت پيغمبران سنبله و ميزان است ، و طالع حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميزان بود . بعضى گفته‌اند كه : طالع آن حضرت سماك رامح بود « 1 » . و ابن بابويه رحمه اللّه به سند معتبر از عبد الله بن عبّاس روايت كرده است كه عبّاس پدر او گفت كه : چون براى پدرم عبد المطلّب برادرم عبد الله عليه السّلام متولّد شد ، در روى او نورى ديدم مانند نور آفتاب ، پس پدرم گفت : اين پسر را شأنى بزرگ خواهد بود ، پس شبى در خواب ديدم كه از بينى عبد اللّه مرغى سفيد بيرون آمد ، پرواز كرد تا به مشرق و مغرب عالم رسيد ، پس برگشت تا بر بام كعبه نشست ، پس همهء قريش او را سجده كردند ، پس در آن مرغ به حيرت مىنگريستم ، ناگاه نورى شد ميان زمين و آسمان ، و مشرق و مغرب را فرو گرفت ، چون بيدار شدم از كاهنه‌اى كه در بنى مخزوم بود پرسيدم ، گفت : اى عبّاس اگر راست باشد خواب تو مىبايد كه از پشت عبد اللّه پسرى بيرون آيد كه اهل مشرق و مغرب تابع او گردند . عبّاس گفت : بعد از اين خواب پيوسته در فكر امر عبد اللّه بودم تا وقتى كه آمنه را

هامش
( 1 ) مناقب ابن شهر آشوب 1 / 181 .