تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥

ماه ربيع الاوّل شد بعد از پنجاه و پنج روز از هلاك اصحاب فيل يا چهل و پنج روز بعد از آن ، يا سى سال بعد از آن ؛ بعضى گفته‌اند : در همان روز بود ، اشهر آن است كه در همان سال بود ، و عامه گفته‌اند : در روز دوشنبه بود ، گويند : هفت سال از پادشاهى انوشيروان مانده بود ، بعضى گفته‌اند : در زمان پادشاهى هرمز فرزند انوشيروان بود . و طبرى گفته است كه : چهل و دو سال از پادشاهى انوشيروان گذشته بود ، و مؤيّد اين قول است آن روايت مشهور كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : متولّد شدم در زمان پادشاه عادل ؛ و گويند كه : موافق بيستم شباط رومى بوده . بعضى گويند : غرّه يا بيستم يا بيست و هشتم نيسان رومى بوده ، و هفدهم دى ماه فرس بود ، و عقرب از منازل قمر طالع بود . ابو معشر گفته است : طالع ولادت آن حضرت در بيستم جدى بود ، زحل و مشترى در عقرب بودند ، و مرّيخ در خانهء خود بود در حمل ، و آفتاب در شرف بود در حمل ، و زهره در حوت بود در شرف ، و عطارد نيز در حوت بود ، و قمر در اوّل ميزان ، و رأس در جوزا بود ، و ذنب در قوس بود ؛ و در خانهء خود متولّد شد ، پس حضرت آن خانه را به عقيل بن أبى طالب بخشيد ، و عقيل آن را فروخت به محمّد بن يوسف برادر حجّاج ، و او ضميمهء خانهء خود كرد ، چون زمان هارون شد خيزران مادر او آن خانه را جدا كرد از خانهء محمّد بن يوسف و مسجد كرد ، الحال به همان حالت باقى است ، مردم به زيارت مىروند « 1 » . ابن بابويه عليه الرحمه گفته است كه : حامله شد مادر آن حضرت به او در شب جمعه هجدهم شهر جمادى الآخر « 2 » . ابن بابويه به سند معتبر روايت كرده است از ابو طالب عليه السّلام كه : عبد المطلب گفت : شبى در حجر اسماعيل خوابيده بودم ، ناگاه خواب غريبى ديدم برخاستم ، در راه يكى از كاهنان مرا ديد كه مىلرزم و موهاى سرم بر دوشم متحرّك است ، چون آثار تغيّر در من مشاهده كرد گفت : چه مىشود بزرگ عرب را كه رنگش چنين متغيّر گرديده است ؟ آيا

هامش
( 1 ) بحار الأنوار 15 / 249 .
( 2 ) بحار الأنوار 15 / 251 .