تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧

كافران بر مؤمنان راهى و تسلّطى ، حضرت فرمود : دروغ مىگويند ، بر ايشان باد غضب و لعنت خدا ، و كافر شده‌اند ايشان به تكذيب كردن پيغمبر خدا كه خبر داد كه آن حضرت كشته خواهد شد ، به خدا سوگند كه كشته شد حسين و كشته شد كسى كه بهتر بود از حسين ، يعنى : امير المؤمنين و امام حسن عليهما السّلام ، و هيچ‌يك از ما اهل بيت رسالت نيست مگر آنكه كشته مىشويم ، و مرا به زهر شهيد خواهند كرد به مكر و حيله ، خبر رسيده است به من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و خبر داده است آن حضرت را جبرئيل از جانب خداوند عالميان . و مراد حق تعالى در آن آيه آن است كه كافران را حجّتى بر مؤمن نيست ، چگونه اين معنى تواند مراد بود و حال آنكه حق تعالى در قرآن خبر داده است كه كافران بسيارى از پيغمبران را به ناحق كشتند ، و ليكن با وجود كشتن ايشان حجّت پيغمبران بر ايشان غالب بود ، و حقيقت ايشان ظاهر بود « 1 » . ابن بابويه و صاحب كتاب احتجاج روايت كرده‌اند كه محمّد بن ابراهيم طالقانى گفت : روزى من نزد شيخ ابو القاسم حسين بن روح كه از نوّاب صاحب الامر عليه السّلام بود نشسته بودم با جماعتى كه على بن عيسى قصرى در ميان ايشان بود ، پس مردى برخاست و گفت : مىخواهم مسأله‌اى از تو سؤال كنم ، شيخ أبو القاسم گفت : بپرس از هر چه خواهى ، گفت : مرا خبر ده كه حسين بن على عليه السّلام آيا ولىّ خدا بود ؟ گفت : بلى ، گفت : آيا قاتل او لعنه اللَّه دشمن خدا بود ؟ گفت : بلى ، گفت : آيا جايز است كه خدا دشمن خود را بر دوست خود مسلّط گرداند ؟ شيخ گفت : آنچه مىگويم بفهم ، بدان كه مردم حق تعالى را نمىتوانند ديد ، و همه كس كلام الهى را بىواسطه نمىتوانند شنيد ، و ليكن جناب مقدّس ايزدى رسولى از جنس و صنف ايشان براى ايشان مىفرستاد كه مثل ايشان باشد ، زيرا كه اگر رسول ايشان به صورت ايشان نمىبود و از غير صنف ايشان بود ، هرآينه از ايشان نفرت مىكردند و قبول قول ايشان نمىكردند ، چون از جنس ايشان بودند و طعام مىخوردند و در بازارها راه مىرفتند ، گفتند : نيستيد شما مگر مثل ما ، پس قبول نمىكنيم از شما تا بياوريد چيزى كه ما از اتيان به مثل آن عاجز باشيم ، و بدانيم كه به آن سبب خدا شما را مخصوص

هامش
( 1 ) عيون أخبار الرضا 2 / 219 .