به روايت ديگر فرمود : به خدا سوگند كه از گروهى كه صد كس را گمراه كنند يا صد كس را هدايت كنند اگر از من بپرسيد خبر مىدهم شما را به آنها و سركردهء آنها و داعى آنها تا روز قيامت « 1 » . پس سعد بن ابى وقّاص برخاست و گفت : يا امير المؤمنين خبر ده مرا كه در سر و ريش من چند مو هست ؟ فرمود : خليل من رسول خدا مرا خبر داده كه تو اين سؤال از من خواهى كرد ، و خبر داد كه چند مو در سر و ريش تو هست ، و خبر داد كه در زير هر موئى شيطانى هست كه تو را گمراه مىكند ، و در خانهء تو پسرى هست كه فرزند من حسين را شهيد خواهد كرد ، اگر خبر دهم عدد موهاى تو را تصديق من نخواهى كرد ، و ليكن به آن خبرى كه گفتم حقيقت گفتار من ظاهر خواهد شد . در آن وقت عمر بن سعد كودكى بود و تازه به رفتار آمده بود « 2 » . حميرى در قرب الاسناد به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام با دو كس از اصحاب خود به صحراى كربلا رسيد ، چون داخل آن صحرا شد ، آب از ديدههاى مباركش فرو ريخت فرمود : اين محل خوابيدن شتران ايشان است ، و اين محل فرود آوردن بارهاى ايشان است ، در اينجا ريخته مىشود خونهاى ايشان ، خوشا حال تو اى تربت كه خونهاى دوستان خدا بر تو ريخته شود « 3 » . ابن قولويه به اسانيد معتبره از ابو عبد اللَّه جدلى روايت كرده است كه گفت : رفتم روزى به خدمت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام در پهلوى آن حضرت نشسته بود ، پس دست خود را بر كتف امام حسين عليه السّلام زد و فرمود : اين كشته خواهد شد و كسى يارى او نخواهد كرد ، گفتم : يا امير المؤمنين به خدا سوگند كه زندگانى آن روزگار بد زندگانى خواهد بود ، حضرت فرمود : اين امرى است كه البتّه واقع مىشود « 4 » . ايضاً از هانى بن هانى روايت كرده است كه روزى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : حسين كشته خواهد شد ، و من مىشناسم آن تربتى را كه در آن تربت كشته خواهد شد ، و
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 561
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٦١
هامش
( 1 ) امالى شيخ طوسى 58 .
( 2 ) امالى شيخ صدوق 115 ؛ اعلام الورى 174 .
( 3 ) قرب الاسناد 26 .
( 4 ) كامل الزيارات 71 .