تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
فرمود : اى زراره به درستى كه آسمان گريست بر حسين عليه السّلام چهل صباح به خون ، و زمين گريست چهل صباح به سياهى ، و آفتاب گريست چهل صباح به سرخى و كسوف ، و كوهها پاره شدند و از هم پاشيدند ، و درياها به جوش و خروش آمدند ، و ملائكه چهل روز بر آن حضرت گريستند ، و زنى از زنان بنى هاشم خضاب نكرد و روغن نماليد و سرمه نكشيد و موى خود را شانه نكرد ، تا سر عبيد اللَّه بن زياد را براى ما آوردند ، و پيوسته ما در گريه‌ايم از براى مصيبت آن حضرت . و جدّم على بن الحسين چون پدر بزرگوار خود را ياد مىكرد ، آن قدر مىگريست كه ريش مباركش از آب ديده‌اش تر مىشد ، و هر كه آن حضرت را بر آن حالت مىديد از گريهء او مىگريست ، و ملائكه كه نزد قبر آن امام شهيدند گريه براى او مىكنند ، و به گريهء ايشان مرغان هوا و هر كه در هوا و آسمان است از ملائكه گريان مىشوند ، چون روح مقدّس آن حضرت از بدن مطهّرش مفارقت نمود ، جهنّم نعره‌اى زد كه نزديك بود زمين را از هم بشكافد . چون جان پليد عبيد اللَّه بن زياد و يزيد بن معاويه از بدن نجس ايشان به در رفت ، جهنّم به خروش آمد ، و اگر حق تعالى امر نمىكرد خزينه داران جهنّم را كه آن را حبس نمايند ، هرآينه هر كه بر روى زمين بود از جوش و خروش آن مىسوخت ، و اگر آن را رخصت مىدادند ، هرآينه هر چه بر روى زمين بود فرو مىبرد ، و ليكن مأمور است به امر خداوند خود ، و خازنان آن را به زنجيرها دارند ، و چندين مرتبه بر خازنان خود زيادتى كرد ، تاب مقاومت آن نياوردند تا آنكه جبرئيل آمد و بال خود را پيش داشت و زبانهء آن را رد كرد و آن را ساكن گردانيد . به درستى كه جهنّم گريه و ندبه مىكند بر آن حضرت و مىخروشد بر قاتلان آن حضرت ، اگر حجّتهاى خدا بر روى زمين نمىبودند هرآينه زمين را سرنگون مىكرد ، هيچ ديده‌اى نزد خدا محبوب‌تر نيست ، و هيچ گريه‌اى نزد خدا پسنديده‌تر نيست از ديده‌اى كه بر آن حضرت بگريد و از گريه‌اى كه براى آن حضرت فرو ريزد ، و هر كه بر آن حضرت مىگريد نيكى به حضرت فاطمه عليها السّلام كرده است ، و يارى آن حضرت نموده است ، و احسان به حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كرده است ، و حق ما اهل بيت را ادا كرده است .