تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤

بود كه اهل جاهليّت قتال در آن ماه را حرام مىدانستند و اين امّت جفا كار خونهاى ما را حلال دانستند و هتك حرمت ما كردند ، زنان و فرزندان ما را اسير كردند و آتشى در خيمه‌هاى ما زدند و اموال ما را غارت كردند و حرمت حضرت رسالت را در حق ما رعايت نكردند . به درستى كه مصيبت حسين ديده‌هاى ما را مجروح گردانيده است ، و اشك ما را جارى كرده است ، و عزيز ما را ذليل گردانيده است ، و زمين كربلا مورث كرب و بلاى ما گرديد تا روز قيامت ، پس بر مثل حسين بايد بگريند گريه كنندگان كه گريه بر آن حضرت فرو مىريزد گناهان بزرگ را . پس حضرت فرمود كه : پدرم عليه السّلام چون ماه محرّم داخل مىشد ، كسى آن حضرت را خندان نمىديد ، و اندوه و حزن بر او غالب مىگرديد ، چون روز دهم محرّم مىشد روز مصيبت و اندوه و گريهء او بود و مىگفت : امروز روزى است كه حسين شهيد شده است « 1 » . ايضاً به سند موثّق از آن حضرت روايت كرده است كه : هر كه ترك كند سعى در حوائج خود را در روز عاشورا ، حق تعالى حوائج دنيا و آخرت او را بر آورد ، و هر كه روز عاشورا را روز مصيبت و اندوه و گريهء او باشد ، حق تعالى روز قيامت روز شادى و سرور او گرداند و ديده‌اش در بهشت به ما روشن باشد ، و هر كه روز عاشورا را روز بركت شمارد و براى بركت آذوقه در آن روز در خانه ذخيره كند ، در آنچه ذخيره كرده است بركت نيابد و خدا او را در روز قيامت با يزيد و عبيد اللَّه بن زياد و عمر بن سعد در پست‌ترين دركات جهنّم اندازد « 2 » . ايضاً به سند حسن از ريّان بن شبيب روايت كرده است كه گفت : در روز اوّل محرّم به خدمت حضرت امام رضا عليه السّلام رفتم ، فرمود كه : اى پسر شبيب آيا روزه‌اى ؟ گفتم : نه ، فرمود كه : اين روزى است كه حق تعالى دعاى حضرت زكريّا عليه السّلام را مستجاب گردانيد در وقتى كه از حق تعالى فرزند طلبيد ، و ملائكه او را ندا كردند در محراب كه : خدا بشارت

هامش
( 1 ) امالى شيخ صدوق 111 .
( 2 ) امالى شيخ صدوق 112 .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 524 | العلامة المجلسي