يك بيابان باشد ، مگر آنكه گناهى داشته باشد كه او را به در برد « 1 » . ايضا از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : حسن و حسين دو گل بوستان منند « 2 » . به سند مخالفان از يعلى بن مرّه روايت كرده است كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : حسين از من است و من از حسينم ، خدا دوست دارد كسى را كه حسين را دوست دارد ، حسين سبطى است از اسباط پيغمبران « 3 » . اين حديث را مخالفان به طريق بسيار در كتب معتبره روايت كردهاند . ايضا روايت كردهاند كه روزى حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به راهى مىرفت ، جناب امام حسين عليه السّلام را ديد كه با اطفال بازى مىكند ، چون آن جناب را ديد ، بىتابانه از اصحاب خود پيش افتاد كه او را در بر گيرد ، حضرت امام حسين مىگريخت و مىخنديد تا آنكه او را گرفت و دهانش را گشود ميان دهانش را بوسيد فرمود : حسين از من است و من از اويم ، و هر كه حسين را دوست بدارد خدا او را دوست دارد ، او از اسباط پيغمبران است « 4 » . قطب راوندى به سند معتبر از مقداد بن اسود روايت كرده است كه گفت : روزى حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى طلب حسن و حسين عليهما السّلام بيرون آمد ، من در خدمت آن حضرت رفتم تا به موضعى رسيديم كه آن دو امام مظلوم خوابيده بودند و افعى بسيار بزرگى بر دور ايشان حلقه كرده بود ، درختى بر سر ايشان سايه افكنده بود ، و من پيشتر آن موضع را مكرّر ديده بودم و آن درخت را در آنجا نديده بودم ، بعد از آن نيز رفتم و آن موضع را مشاهده كردم و آن درخت را نديدم ، چون آن مار صداى پاى سيّد ابرار را شنيد راست شد و از درختان خرما قامتش بلندتر شد و عرضش از عرض شتران بيشتر بود و از دهانش آتشى زبانه مىكشيد . پس من از مشاهدهء آن حال بسيار ترسيدم ، چون نظرش بر آن حضرت افتاد كاهيد تا آنكه به قدر رشتهاى گرديد ، با حضرت سخنى گفت كه من نفهميدم ، حضرت فرمود : اى برادر كنده مىدانى چه مىگويد ؟ گفتم : خدا و رسول بهتر
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 487
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٨٧
هامش
( 1 ) كامل الزيارات 51 .
( 2 ) كامل الزيارات 52 .
( 3 ) كامل الزيارات 52 .
( 4 ) كامل الزيارات 52 .