تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
او را در دامن گذاشت گفت : اى ابا عبد اللّه چه بسيار گران است بر من كشتن تو ، پس بسيار گريست . اسماء گفت : پدر و مادرم فداى تو باد اين چه خبر است كه در روز اوّل گفتى و امروز مىگوئى ؟ به عوض شادى گريه مىكنى ؟ فرمود : مىگريم براى اين فرزند دلبند خود كه گروه كافر ستمكار از بنى اميّه او را خواهند كشت ، خدا شفاعت مرا به ايشان نرساند ، خواهد كشت او را مردى كه رخنه در دين من خواهد كرد ، به خداوند عظيم كافر خواهد شد ، پس گفت : خداوندا سؤال مىكنم از تو در حق اين دو فرزند آنچه سؤال كرد از تو ابراهيم در حق ذريّهء خود ، خداوندا تو دوست دار ايشان را و دوست دار هر كه دوست مىدارد ايشان را ، و لعنت كن هر كه ايشان را دشمن دارد لعنتى كه پر كند آسمان و زمين را . ابن بابويه به سند معتبر از ابن عبّاس روايت كرده است كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : حق تعالى را ملكى هست كه او را دردائيل مىگويند و شانزده هزار بال داشت ، از ميان هر بالى تا بالى ديگر مانند ما بين آسمان و زمين بود ، پس روزى در خاطر او چيزى گذشت كه مناسب جلال و عظمت پروردگار نبود ، به اين سبب حق تعالى بالهاى او را مضاعف گردانيد و وحى كرد بسوى او كه پرواز كن ، او پانصد سال پرواز كرده سرش به يك قائمه از قوايم عرش نرسيد ، چون حق تعالى دانست كه او به تعب افتاده فرمود : برگرد به مكان خود كه من خداوند عظيم و از همه عظيمى عظيم‌ترم ، از من بلندتر چيزى نمىباشد و مكانى ندارم ، و بلندى من بلندى مكانى نيست ، پس حق تعالى بالهاى او را از او گرفت ، و او را از صفهاى ملائكه بيرون كرد . چون در شب جمعه حضرت امام حسين عليه السّلام متولّد شد ، حق تعالى وحى كرد به مالك خازن جهنّم كه : آتش جهنّم را فرو نشان از اهلش براى كرامت مولودى كه متولّد شده است براى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و وحى كرد بسوى رضوان خازن بهشت كه : بيارا بهشت را و خوشبو گردان آن را براى كرامت مولودى كه براى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم متولّد شده است ، و وحى نمود بسوى حور العين كه : زينت كنيد خود را و به زيارت يكديگر برويد براى كرامت مولودى كه در دار دنيا براى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم متولّد شده است ، و وحى نمود بسوى ملائكه كه : صفها بركشيد به تسبيح و تحميد و تمجيد و تكبير براى كرامت مولودى كه در دار دنيا براى