تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
شهرها بودند نامه‌هاى او را بر مردم خواندند ، و مردم شروع كردند در وضع احاديث در فضائل معاويه ، در هر دهى و شهرى مىنوشتند اين احاديث موضوعه را و به مكتب‌داران مىدادند كه ايشان تعليم اطفال كنند چنانچه قرآن را تعليم ايشان مىكنند ، زنان و دختران خود را بياموزند تا آنكه محبّت ايشان در دل همه جا كند ، و بر آن حالت مدّتى ماندند ، پس زياد ملعون نوشت به معاويه كه قبيلهء حضرميين بر دين على و رأى اويند ، معاويه به او نوشت : هر كه بر دين على و رأى او باشد بكش . پس ايشان را كشت و سياستها كرد ، معاويه به جميع شهرها نوشت : تفحّص كنيد هر كه بيّنه بر او قائم شود كه او على و اهل بيت او را دوست مىدارد ، نام او را از ديوان عطا محو كنيد . پس نامهء ديگر نوشت به ايشان : هر كه را متّهم سازند به محبّت على ، بكشيد او را هر چند ثابت نشود ، به هر شبهه و تهمت و گمانى در زير هر سنگ و كلوخى كه ايشان را بيابيد به قتل رسانيد . پس چنان شد كه هر كس را به كلمه يا تهمتى مىكشتند ، و اگر كسى را نسبت به كفر و زندقه مىدادند او را گرامى مىداشتند و متعرّض او نمىشدند ، اگر كسى را نسبت به تشيّع مىدادند ايمن نبود بر جان خود در هر شهر از شهرها خصوصا در بصره و كوفه ، حتّى آنكه اگر يكى از شيعيان مىخواست كه سرّى به ديگرى بگويد كه محل اعتماد او بود مىرفت به خانهء او و در گوش او مىگفت ، از خادم و غلام او حذر مىكرد ، باز آن سخن را به او نمىگفت مگر بعد از آنكه قسمهاى مغلّظه او را مىداد ، و پيمانهاى محكم از او مىگرفت كه كتمان كند و افشا نكند . روز به روز امر شديدتر مىشد تا آنكه معاونان جور بسيار شدند و احاديث موضوعه در ميان مردم منتشر شد و اطفال بر آنها نشو و نما كردند ، بدترين مردم در اين باب قاريان قرآن بودند كه از روى ريا و مكر اظهار خشوع و ورع مىكردند ، خود را به مردم پرهيزكار مىنمودند ، از براى طمع دنيا و خوش آمد واليان جور احاديث دروغ مىبستند ، آنها را سبب تقرّب خود نزد قاضيان و واليان مىگردانيدند ، به اين وسيله مقرّب ايشان مىشدند ، اموال و منازل و قطايع از ايشان مىيافتند . مردم به سبب حسن ظنّى كه به ايشان داشتند ، اين احاديث را از ايشان مىشنيدند و روايت مىكردند و حق مىدانستند ، كسى كه رد مىكرد اينها را يا اظهار شكّى در اينها مىنمود با او دشمنى مىكردند ، اين احاديث به دست