امر كرد معاويه كه مناديان او ندا كنند كه امان ما بر طرف مىشود از كسى كه حديثى روايت كند در مناقب على و اهل بيت او ، در آن وقت بليّهء اهل كوفه از همه كس شديدتر شد به سبب آنكه شيعيان در آنجا از جاهاى ديگر بيشتر بودند .
پس زياد ولد الزّنا را والى كرد بر كوفه و بصره ، چون آن ملعون شيعيان را مىشناخت و مدّتى با حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بود ، تفحّص مىكرد شيعيان آن حضرت را و از زير هر سنگ و كلوخى پيدا مىكرد ، ايشان را به قتل مىرسانيد و ايشان را مىترسانيد ، دست و پاهاى ايشان را مىبريد و بر درختان خرما به حلق مىكشيد ، ديدههاى ايشان را كور مىكرد و ايشان را ميراند و آوارهء ديار مىكرد ، تا آنكه همهء ايشان را از عراق بيرون كرد ، نماند در عراق شيعهاى مگر كشته شد يا به دار كشيده يا محبوس يا رانده و آواره شد .
نوشت معاويه به عمّال و امراى خود در جميع شهرها كه : شهادت هيچيك از شيعيان على و اهل بيت او را قبول مكنيد ، نظر كنيد هر كه از شيعيان عثمان و محبّان او و محبّان اهل بيت او بوده باشد و آنها كه روايت مىكنند مناقب و فضائل عثمان را ، پس ايشان را مقرّب خود گردانيد و نزديك خود بنشانيد و ايشان را گرامى داريد ، و هر كه در مناقب او حديثى وضع كند يا روايت كند بنويسيد به من نام او را و نام پدر او را و قبيلهء او را تا من ايشان را خلعت دهم و نوازش كنم ، پس منافقان از عرب و موالى چنين كردند ، احاديث بسيار وضع كردند در فضيلت عثمان ، او خلعتها و جايزهها و بخششهاى عظيم براى ايشان مىفرستاد ، پس بسيار شد از اين احاديث در هر شهرى ، و رغبت مىكردند مردم در اموال و اعتبار دنيا ، و احاديث وضع مىكردند ، هر كه مىآمد از شهرى از شهرها در حق عثمان منقبتى و فضيلتى روايت مىكرد ، نامش را مىنوشتند و او را مقرّب مىكردند ، جايزهها به او مىبخشيدند و قطايع و املاك به او مىدادند .
مدّتى بر اين حال بودند ، پس نوشت به عمّال خود كه حديث در باب عثمان بسيار شد ، در همهء شهرها منتشر گرديد ، پس در اين وقت مردم را ترغيب كنيد بر آنكه احاديث وضع كنند در فضيلت معاويه كه اين احب است بسوى ما و ما را شادتر مىگرداند ، بر اهل بيت محمّد دشوارتر مىآيد و حجّت ايشان را بيشتر مىشكند ، پس امراى آن ملعون كه در
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 453
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٥٣