مگر آنكه صالح شود ، در زمان او سباع با يكديگر صلح كنند ، زمين گياه خود را بروياند و آسمان بركتهاى خود را فرو ريزد ، گنجهاى زمين براى او ظاهر گردد و چهل سال مالك جميع زمين باشد ، پس خوشا حال كسى كه ايّام او را دريابد و كلام او را بشنود « 1 » . شيخ كشى به سند معتبر از امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه روزى حضرت امام حسن عليه السّلام در خانهء خود نشسته بود ، ناگاه سوارهاى آمد كه او را سفيان بن ليلى مىگفتند گفت : السّلام عليك اى ذليل كنندهء مؤمنان ، حضرت فرمود : فرود آى و تعجيل مكن ، پس فرود آمد ، پاى شتر را بست و به خدمت حضرت نشست ، حضرت فرمود : چه دانستى كه من ذليل كنندهء مؤمنانم ؟ گفت : براى آنكه امر امامت را از گردن خود انداختى و خلافت را به اين طاغى ملعون گذاشتى كه حكم كند به غير آنچه خدا فرستاده است . حضرت فرمود : تو را خبر دهم كه چرا چنين كردم ، از پدرم شنيدم كه مىگفت : حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : شب و روز نخواهد گذشت تا آنكه والى شود بر اين امّت مردى فراخ گلو سينه گشاده كه خورد و سير نشود ، و او معاويه است ، پس به اين سبب چنين كردم كه مىدانستم او والى مىشود و سعى من فايده نخواهد داشت ، پس فرمود : براى چه نزد ما آمدهاى ؟ گفت : براى آنكه تو را دوست مىدارم ، فرمود : به خدا سوگند كه براى اين آمدهاى ؟ گفت : به خدا سوگند براى اين آمدهام ، حضرت فرمود : به خدا سوگند دوست نمىدارد ما را بندهاى اگر چه اسير باشد در ميان ديلم مگر آنكه نفع مىبخشد به او محبّت ما ، به درستى كه محبّت ما گناهان را مىريزد از بنى آدم چنان كه باد برگ را از درختان مىريزد « 2 » . كلينى به سند معتبر از امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه صلحى كه حضرت امام حسن عليه السّلام با معاويه كرد براى اين امّت بهتر بود از دنيا و ما فيها ، به خدا سوگند اين آيه در باب صلح آن حضرت نازل شده
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 447
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٤٧
« أَ لَم تَرَ إِلَى الَّذِين قِيل لَهُم كُفُّوا أَيْدِيَكُم وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ فَلَمَّا كُتِب عَلَيْهِم الْقِتال إِذا فَرِيق مِنْهُم يَخْشَوْن النَّاس كَخَشْيَةِ »
هامش
( 1 ) احتجاج 2 / 69 .
( 2 ) اختصاص 82 ؛ مقاتل الطالبيين 67 .