تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨

ايشان است لعنت خدا « 1 » . ايضا به طريق ايشان از عمر بن الخطّاب روايت كرده است كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام در حظيرهء قدس در قبّهء سفيدى خواهند بود كه سقفش عرش خداوند رحمان باشد « 2 » . در كتاب فردوس الاخبار كه از كتب مشهورهء مخالفان است از عايشه روايت كرده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : جنّة الفردوس با حق تعالى مناجات كرد كه : آيا مرا مزيّن نمىگردانى و حال آنكه در من ساكن گردانيده‌اى نيكوكاران و پرهيزكاران را ؟ پس حق تعالى بسوى او وحى كرد كه : تو را زينت دادم به حسن و حسين « 3 » . در كتاب بشارة المصطفى به سند مخالفان روايت كرده است كه روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به طعامى دعوت كردند ، جمعى از صحابه در خدمت آن حضرت بودند ، در اثناى راه امام حسن را ديد كه بازى مىكند ، پس آن حضرت از صحابه پيش افتاد دستهاى خود را گشود كه آن امام معصوم را بگيرد ، و او از روى بازى به اين طرف و آن طرف مىدويد و پيغمبر از پى او مىرفت و مىخنديد تا او را گرفت ، پس يك دست بر سر او و يك دست بر ذقن او ، و دست در گردن او كرد ميان دهانش را بوسيد و فرمود : حسن از من است و من از اويم ، خدا دوست دارد كسى را كه حسن را دوست دارد ، حسن و حسين دو سبطند از اسباط پيغمبران « 4 » . كلينى به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : فرزند صالح گلى است از جانب خدا كه در ميان بندگان خود قسمت كرده‌اند ، دو گل من در دنيا حسن و حسين‌اند ، نام كرده‌ام ايشان را به نام دو سبط بنى اسرائيل شبّر و شبير « 5 » . در بعضى از كتب معتبره از ابن عبّاس روايت كرده‌اند كه گفت : روزى در خدمت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نشسته بوديم و حضرت امير المؤمنين و فاطمه و حسنين عليهم السّلام در

هامش
( 1 ) كشف الغمّه 2 / 149 .
( 2 ) كشف الغمّه 2 / 149 .
( 3 ) كشف الغمّه 2 / 148 .
( 4 ) بشارة المصطفى 156 .
( 5 ) كافى 6 / 2 .