كه نماز كند بر احدى از فرزندان فاطمه « 1 » . ايضا روايت كرده است كه : چون حضرت امير المؤمنين عليه السّلام از دفن حضرت فاطمه عليها السّلام فارغ شد ، شعرى چند از روى درد انشا فرمود كه مضمون آنها اين است : هر اجتماعى از دو دوست ، آخر به جدائى منتهى مىشود ، و هر مصيبتى كه غير از مرگ است اندك است ، رفتن فاطمه بعد از پيغمبر پيش من دليل است بر آنكه هيچ دوستى براى اين كس باقى نمىماند ، و زود باشد كه نام من نيز از ميان مردم بر طرف شود و دوستى مرا فراموش كنند ، و بعد از من از براى يار من يار ديگر به هم رسد « 2 » . ايضا از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه : هفت كس بر جنازهء حضرت فاطمه عليها السّلام نماز كردند : ابو ذر ، سلمان ، مقداد ، عمّار ياسر ، حذيفه ، عبد الله بن مسعود ، و من امام ايشان بودم « 3 » . شيخ طوسى به سند معتبر روايت كرده است : از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدند : اوّل كسى كه از براى او نعش قرار دادند كه بود ؟ فرمود : حضرت فاطمه عليها السّلام بود « 4 » . ايضا به سند معتبر از آن حضرت روايت كرده است : اوّل نعشى كه در اسلام ساختند نعش فاطمه بود ، سببش آن بود كه چون حضرت بيمار شد به آن بيمارى كه از دنيا رحلت كرد ، به اسماء بنت عميس گفت : اى اسماء ! ضعيف و نحيف شدهام و گوشت از بدن من رفته است ، آيا چيزى از براى من راست نمىكنى كه بدن مرا از مردان بپوشاند ؟ اسماء گفت كه : من چون در بلاد حبشه بودم ديدم كه ايشان كارى مىكردند ، اگر خواهى براى تو بكنم ، فرمود كه : بلى ، پس اسماء تختى آورد و سرنگون گذاشت و جريدههاى خرما طلبيد و بر پايههاى آن بست ، پس جامه بر روى او افكند و گفت : اين روش ديدم كه مىكردند ، حضرت فرمود كه : چنين چيزى از براى من بساز ، و بدن مرا از مردان بپوشان تا خدا بدن تو را از آتش دوزخ بپوشاند « 5 » .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٧٧
هامش
( 1 ) امالى شيخ صدوق 523 .
( 2 ) امالى شيخ صدوق 397 .
( 3 ) خصال 361 .
( 4 ) تهذيب الأحكام 1 / 469 .
( 5 ) تهذيب الأحكام 1 / 469 .