ملحق گردد ، كم شد يا رسول اللّه از برگزيدهء تو صبر من ، و ضعيف شد از مفارقت بهترين زنان قوّت من ، و ليكن با صبر كردن در مصيبت تو و تاب آوردن اندوه مفارقت تو ، گنجايش دارد كه در اين مصيبت صبر كنم ، به تحقيق كه تو را به دست خود به قبر گذاشتم بعد از آنكه جان مقدّس تو در ميان سينه و نحر من جارى شد ، به دست خود ديدهء تو را پوشانيدم و امور تو را خود متكفّل شدم ، بلى در كتاب خدا هست آنكه قبول بايد كرد بهترين قبولكردنها و بايد گفت : انّا للّه و انّا اليه راجعون ، امانت خود را به خود برگردانيدى و گروگان خود را از من بازگرفتى ، و حضرت زهرا را از من ربودى .
چه بسيار قبيح است آسمان سبز و زمين گردآلود در نظر من ، يا رسول اللّه اندوه من هميشه خواهد بود و شبهاى من پيوسته به بيدارى خواهد گذشت ، اين اندوه از من به در نخواهد رفت تا آنكه حق تعالى براى من اختيار كند آن خانه را كه اكنون تو در آنجا مقيمى ، در دلم جراحتى است چركآورنده و در سينهام اندوهى است از جا به درآورنده ، چه بسيار زود جدائى افتاد ميان ما ، و بسوى خدا شكايت مىكنم حال خود را ، و به زودى خبر خواهد داد تو را دختر تو به معاونت و يارى كردن امّت تو يكديگر را بر غصب حق من و ظلم كردن در حق او ، پس از او بپرس احوال را چه بسيار غمها در سينهء او بر روى هم نشسته بود كه به كسى اظهار نمىتوانست كرد ، و به زودى همه را به تو خواهد گفت ، و خدا از براى او حكم خواهد كرد و او بهترين حكم كنندگان است ، سلام بر تو باد يا رسول اللّه سلام وداعكننده كه از مواصلت ملالى به هم رسانيده باشد ، و از روى دشمنى مفارقت ننمايد .
اگر از نزد قبر تو بروم از ملالت نيست ، و اگر نزد قبر تو اقامت نمايم از بدگمانى من نيست ، از ثوابهائى كه خدا وعده داده است صبر كنندگان را ، صبر مباركتر و نيكوتر است ، و اگر نه غالب بودن آن جماعتى مىبود كه بر ما مستولى گرديدهاند هرآينه اقامت نزد قبر تو را بر خود لازم مىدانستم و نزد ضريح تو معتكف مىشدم ، و هرآينه فرياد به ناله برمىداشتم مانند نالهء زن فرزند مرده در اين مصيبت بزرگ ، پس خدا مىبيند و مىداند كه دختر تو را پنهان دفن مىكنم از ترس دشمنان او ، و حقّش را غصب كردند به قهر ، و
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٧٥