تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢

رحلت نمود « 1 » . و بر اين مضمون از ائمّهء اطهار عليهم السّلام احاديث بسيار منقول شده است . شيخ طوسى و ديگران به سندهاى معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه آن حضرت فرمود : چون مصيبتى به تو برسد به يادآور مصيبت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را كه به مردم چنين مصيبتى نرسيده و نخواهد رسيد هرگز « 2 » . ابن شهر آشوب روايت كرده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : يا على به هر كه مصيبتى برسد مصيبت مرا ياد كند كه آن عظيمترين مصيبتهاست « 3 » . ابن بابويه به سند معتبر روايت كرده است كه جبرئيل براى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چهل درهم از كافور بهشت براى حنوط آورد ، پس حضرت آن را سه قسمت مساوى كرد ، و يك قسمت را براى خود نگاه داشت و يك قسمت را به على داد و يكى را به فاطمه عليهم السّلام « 4 » . شيخ طوسى به سند معتبر از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود : رفتم به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در وقتى كه بيمار بود ، ديدم كه سر آن حضرت در دامن كسى است كه از او خوش‌روتر نديده بودم كسى را ، و رسول خدا در خواب بود ، چون داخل شدم آن مرد گفت : بيا سر پسر عم خود را بگير كه تو سزاوارترى به او از من ، چون من نزديك رفتم آن مرد برخاست و سر آن سرور را در دامن من گذاشت . چون ساعتى نشستم ، حضرت بيدار شد و فرمود كه : كجا رفت آن مردى كه سر من در دامن او بود ؟ من آنچه گذشته بود به خدمت آن حضرت عرض كردم ، حضرت فرمود كه : آن مرد را شناختى ؟ گفتم : نه پدر و مادرم فداى تو باد ، فرمود كه : او جبرئيل بود ، چون آزار من عظيم بود با من سخن مىگفت تا آنكه درد من سبك شد مشغول سخن او گرديدم و به خواب رفتم « 5 » . ابن بابويه روايت كرده است از عبد الله بن مسعود كه گفت : از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم

هامش
( 1 ) خصال شيخ صدوق 385 .
( 2 ) امالى شيخ طوسى 681 .
( 3 ) مناقب ابن شهر آشوب 1 / 294 .
( 4 ) علل الشرايع 302 .
( 5 ) امالى شيخ طوسى 385 .