واقع شد « 1 » . مؤلّف گويد كه : به اين قول كسى از علماى شيعه قائل نشده است ، شايد محمول بر تقيّه بوده باشد . ايضاً در كشف الغمّه آورده است كه : عمر شريف آن حضرت شصت و سه سال بود ، با پدر خود دو سال و چهار ماه ماند ، چون عبد المطلّب وفات يافت هشت سال از عمر شريفش گذشته بود ، و بعد از او عم او ابو طالب كفالت و حمايت او مىنمود . بعضى گفتهاند كه : در وقت وفات پدر خود هفتماهه بود ، چون شش سال از عمر شريفش گذشت مادرش به رحمت الهى و اصل شد ، چون عم او ابو طالب به رياض جنّت رحلت نمود از عمر آن حضرت چهل و شش سال و هشت ماه و بيست و چهار روز گذشته بود ، و بعد از او به سه روز حضرت خديجه از دنيا رحلت نمود ، پس به اين سبب آن سال را عام حزن گفتند . و آن حضرت بعد از بعثت سيزده سال در مكّه ماند ، پس سه روز يا شش روز در غار پنهان بود ، بعد از آن به سوى مدينه هجرت نمود و در روز دوشنبه يازدهم ماه ربيع الاوّل داخل مدينه شد ، و ده سال در مدينه ماند ، پس در بيست و هشتم ماه صفر به رحمت خالق قضا و قدر فايز گرديد در سال دهم هجرت « 2 » . قطب راوندى از ابن عبّاس روايت كرده است كه : روزى ابو سفيان به خدمت حضرت سيّد المرسلين آمد و گفت : يا رسول اللّه مىخواهم از تو سؤالى بكنم ، حضرت فرمود كه : اگر مىخواهى من خبر دهم از سؤال تو پيش از آنكه بگوئى ؟ گفت : بلى ، حضرت فرمود كه : آمدهاى كه از من سؤال كنى كه عمر من چقدر خواهد بود ؟ گفت : بلى يا رسول اللّه ، حضرت فرمود كه : من شصت و سه سال زندگانى خواهم كرد ، ابو سفيان گفت : گواهى مىدهم كه تو راستگوئى ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : به زبان مىگوئى نه به دل « 3 » . ابن بابويه به سند معتبر از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود : روزه مگير و سفر مكن در روز دوشنبه كه در اين روز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دنيا
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢١
هامش
( 1 ) كشف الغمّه 1 / 13 .
( 2 ) كشف الغمّه 1 / 15 .
( 3 ) قصص الأنبياء راوندى 294 .