همين حديث در كتاب سليم بن قيس از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام منقول است « 1 » . و در تفسير محمّد بن العبّاس بن ماهيار از امام محمّد باقر عليه السّلام مروى است « 2 » . ابن بابويه به سند معتبر از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در هنگام وفات خود به حضرت فاطمه عليها السّلام گفت : اى فاطمه ! چون بميرم روى خود را براى من مخراش و گيسوى خود را پريشان مكن ، وا ويلا مگو و بر من نوحه مكن و نوحهگران را مطلب « 3 » . در كتاب « بشارة المصطفى » روايت كرده است كه : چون رسول خدا رنجور شد در بيمارى كه از دنيا مفارقت نمود ، حضرت فاطمه عليها السّلام حسن و حسين عليهما السّلام را برداشت به خدمت آن جناب آمد ، چون پدر را با آن حال مشاهده نمود بىتاب شد و بر روى آن حضرت افتاد ، و سينهء خود را به سينهء مبارك آن حضرت چسبانيد ، بسيار گريست ، پس حضرت فرمود : اى فاطمه گريه مكن و صبور باش ؛ پس فاطمه برخاست و آب از ديدهء مبارك رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جارى شد ، سه نوبت گفت : خداوندا ! ايشان اهل بيت منند و آنها را مىسپارم به تو و به هر مؤمنى « 4 » . شيخ مفيد رحمه اللّه روايت كرده است : چون رحلت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به عالم قدس نزديك شد ، امير المؤمنين عليه السّلام را گفت كه : يا على ! سرم را در دامن خود بگذار كه امر خداوند عالميان رسيده است ، چون جان من بيرون آيد آن را به دست خود بگير و به روى خود بكش ، پس روى مرا به سوى قبله بگردان و متوجّه تجهيز من شو ، اوّل تو بر من نماز كن و از من جدا مشو تا به قبرم سپارى ، در جميع اين امور از حق تعالى يارى بجو . چون على عليه السّلام سر مبارك آن سرور را به دامن نهاد حضرت بيهوش شد ، پس فاطمه نظر به جمال بىمثال آن حضرت نموده مىگريست و ندبه مىكرد ، شعرى خواند كه مضمونش اين است : سفيد روئى كه به بركت روى او طلب باران مىكنند ، و فريادرس يتيمان و پناه بيوهزنان است .
جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 118
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١١٨
هامش
( 1 ) كتاب سليم بن قيس 30 .
( 2 ) بحار الأنوار 22 / 459 .
( 3 ) معانى الاخبار 390 .
( 4 ) بشارة المصطفى 127 .