تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلاء العيون ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢

مطهّرش مفارقت كرد ، و دستش بر روى بدن امير المؤمنين عليه السّلام بود « 1 » . ابن بابويه به سند معتبر از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده است كه : چون هنگام وفات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شد مرا طلبيد و گفت : يا على توئى وصى من و خليفهء من بر اهل و امّت من در حيات و ممات من ، دوست تو دوست من است و دوست من دوست خداست ، و دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خداست ، يا على هر كه منكر امامت تو است بعد از من چنان است كه انكار رسالت من كرده باشد در حيات من زيرا كه تو از منى و من از توام ، پس مرا نزديك طلبيد هزار باب از علم بر من گشود كه از هر بابى هزار باب مفتوح مىشود « 2 » . به روايتى ديگر فرمود : هزار باب از حلال و حرام و از آنچه بوده و خواهد بود تا روز قيامت تعليم من نمود كه از هر بابى هزار باب بر من مفتوح گرديد ، تا آنكه دانستم مرگها و بلاهاى مردم را ، و حكمهاى حقّى كه در ميان مردم بايد نمود « 3 » . صفّار به سند معتبر از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه : روزى حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مرض خود نماز صبح را در مسجد اداء نمود و پيراهن سياهى پوشيده بود ، پس خطبه خواند براى مردم ، و در آن خطبه مردم را امر و نهى كرد و موعظه فرمود و آخرت را به ياد ايشان آورد ، پس براى تنبيه مردم فرمود : اى فاطمه ! عمل كن و طاعت خدا بجا آور كه بدون عمل من فايده‌اى به تو نمىتوانم بخشيد . چون مردم خطبهء حضرت را شنيدند ، و به ديدن آن حضرت مسرور گرديدند ، و زنان رسول خدا شاد شدند كه آن حضرت شفا يافته است و گيسوهاى خود را شانه كردند و سرمه در ديده‌هاى خود كشيدند ، پس در همان روز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دنيا مفارقت نمود . راوى پرسيد كه : پس در چه وقت بود آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هزار باب از علم تعليم حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نمود ؟ حضرت فرمود كه : آن پيش از اين روز بود « 4 » . و شيخ مفيد به سند معتبر از عبد الله بن عبّاس روايت كرده است كه : على بن

هامش
( 1 ) امالى شيخ طوسى 332 .
( 2 ) خصال شيخ صدوق 652 .
( 3 ) خصال شيخ صدوق 643 .
( 4 ) بصائر الدرجات 304 .