كه او مدتى طولانى غائب مىشود ، آنگاه آشكار ميگردد و جهان را پر از عدل و داد مىكند چنان كه از ظلم و جور پر شده باشد ! با اينكه پيغمبر و امامان بعد از آن حضرت صريحا از اين موضوع سخن گفتهاند و او ( امام زمان ) را بنام و شخص و غيبت طولانى و نسب ، شناساندهاند . آنها خواستند بدين وسيله نور خدا را خاموش كنند در صورتى كه
وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
.
غالب آنچه اينان در مقام انكار وجود و غيبت امام زمان به آن استدلال و احتجاج ميكنند اينست كه : ميگويند اين روايات كه شما طايفهء شيعه راجع بمهدى موعود روايت كردهايد از طريق ما ( اهلسنت ) روايت نشده است . و ما اطلاع نداريم ! سپس صدوق ميگويد : براهمه و يهود و نصارى كه معتقد به نبوت پيغمبر ما نيستند به همين دليل منكر پيغمبر ما ميباشند . آنها ميگويند : چون آنچه شما در بارهء پيغمبرتان نقل ميكنيد و معجزات و دليلهائى كه براى اثبات پيغمبرى او مىآوريد مورد ترديد ماست و يقين به آن نداريم ، لذا اعتقاد به بطلان نبوت پيغمبرتان داريم ، پس اگر ما بخواهيم آنچه را كه اهل تسنن در بارهء عقيدهء ما نسبت به امام زمان ميگويند بپذيريم و ملزم به آن شويم ، آنها نيز بايد آنچه را فرقههاى مزبور نسبت به پيغمبر ميگويند بپذيرند و ملزم به آن شوند ، بخصوص كه آنها از لحاظ جمعيت از اهل تسنن بيشتر هستند !
اشكال همچنين بعضى از دانشمندان اهل تسنن ميگويند : عقل ما نميپذيرد كه يكنفر در زمان ما آنقدر زنده بماند كه عمر وى از عمرهاى عادى اهل زمان تجاوز كند ، در حالى كه بعقيدهء شما عمر صاحب شما ( امام زمان ) از عمر اهل زمان تجاوز كرده است « 1 » .
هامش
( 1 ) بايد دانست كه شيخ صدوق متوفى بسال 381 هجرى است و هنگام تأليف كمال الدين كه اين سخن در آن كتاب آمده تقريبا صد و بيست سال از عمر امام زمان گذشته است زيرا گفتيم كه آن حضرت در سال 255 متولد شده است . قبلا هم گفتيم كه مخالين شيعه اشكال طول عمر امام زمان را از همان زمانها كه هنوز حضرت از صد و بيست سال كمتر داشته است برخ دوستان حضرت ميكشيدند و دانشمندان ما نيز از همان زمانها پاسخهاى مناسب و قانعكننده به آنها دادهاند