حسين بن على عليهما السلام فرمود : با شمشير شهيد مىشود . ولى آنچه را در باره قائم و وقوع غيبت او با تصريح بنام و نسبش خبر داده است تصديق نميكنند ؟ ! نه ! بعقيده ما پيغمبر بزرگ ما در تمام گفتارش راستگو و در همه احوال درست - كردار بوده . موقعى ايمان بنده صحيح خواهد بود كه از آنچه پيغمبر فرموده در خود احساس دلتنگى نكند ، و در همهء امور به تمام معنى تسليم او باشد و هيچ گونه شك و ريبى در ايمانش راه نيابد . معنى اسلام اين است . زيرا كه اسلام بمعنى تسليم و انقياد در برابر خدا و رسول است .
وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ
« 1 » از عجائب اينكه مخالفين ما ( اهل تسنن ) روايت كردهاند كه عيسى بن مريم ( ع ) از زمين كربلا گذشت و ديد كه چند آهو در آنجا گرد آمدهاند . آهوها آمدند بنزد عيسى بن مريم و شروع بگريستن كردند . عيسى هم نشست و با آنها گريست .
حواريون هم نشستند و گريه را سر دادند ، در حالى كه نميدانستند عيسى چرا نشست و براى چه گريه مىكند . بعدا پرسيدند يا روح اللَّه چرا گريه مىكنيد فرمود : آيا ميدانيد اين چه زمينى است ؟ گفتند نه فرمود : اين سرزمينى است كه نور ديدهء احمد مرسل و جگر گوشهء فاطمه زهرا بتول اطهر كه شبيه مادر من است در آن كشته مىشود و همين جا مدفون ميگردد . خاك اين بيابان از مشك خوشبوتر است زيرا تربت آن درّ تابناك شهيد است و تربت انبياء و اولاد انبياء نيز چنين است .
اين آهوها با من حرف زدند و گفتند كه ما بشوق تربت آن نازدانهء با بركت در اين بيابان مىچريم و يقين دارند كه در اين زمين تأمين جانى دارند ، سپس عيسى دست به پشكلهاى آهوان زود و آن را بوئيد و فرمود : پروردگارا ! اينها را آنقدر باقى بگذار تا آنكه پدر اين شهيد مظلوم بيايد و آن را ببويد و باعث صبر و تسلى خاطرش گردد . گفتهاند كه آن پشكلها ماند تا زمان امير المؤمنين عليه السّلام كه از كربلا گذشت و آن را بوئيد و گريست و همراهان را نيز بگريه انداخت و داستان آن را باصحاب خود اطلاع داد .
هامش
( 1 ) سوره آل عمران آيه 85