مىرساند او دجال نيست ولى گروهى ديگر معتقدند كه دجال همان ابن صياد معروف در روايت مفصل سابق است ، و اين معنى را از عبد اللَّه بن عمرو جابر بن عبد اللَّه انصارى روايت كردهاند « 1 »
سخن شيخ صدوق راجع به دجال
شيخ صدوق بعد از نقل خبر مزبور ميگويد : اهل عناد و انكار ( متعصبين اهل تسنن ) اين گونه اخبار را تصديق ميكنند و آن را در بارهء دجال و غيبت وى و زنده بودن او را در اين مدت
هامش
( 1 ) « در كتب لغت ، دجال ، بمعنى كذاب ضبط شده و فعل آن را بمعنى آب طلا و آب نقره دادن نوشتهاند و گفتهاند كه دجال ، مسيح كاذب است كه باعتبار تمويه و فريب كارى ، به اين نام خوانده شده است .
دجال را در زبانهاى فرانسه و انگليسى آنتى گريستAntichristناميدهاند كه بمعنى دشمن و ضد مسيح است اين عنوان نخستين بار در رسالهء اول يوحنا باب چهارم شمارهء سوم آمده است .
اما يهودان هم بظهور كسى كه با خدا خصومت ورزد و داراى قدرت فوق العاده باشد ؛ معتقد بودهاند . در كتاب دانيال باب يازدهم از صفات اين چنين شخصى كه ظاهر خواهد گرديد گفتگو شده و در باب هفتم همين كتاب هم به صورت رمز و اشاره از دشمن خدا ؛ سخن بميان آمده است . او كسى است كه سه پادشاه را از ميان مىبرد و با خدا خصومت و دشمنى ميورزد و دوران تسلط او سه سال و نيم است .
بنا بر تحقيقات مورّخين ، كتاب دانيال در زمان مكابهها نوشته شده و لذا صفات و اشارات اين كتاب را كه حاكى از وضع بد روزگار و ظهور حكومت اشرار است ، نخستين بار بر آنتيوكوس چهارم منطبق كردهاند . چه وى بقتل عام يهود دست زد ؛ و بقسمى كه در مقالهء مربوط باصحاب اخدود ، ياد شد ، يهوديان را بشكنجههاى گوناگون مبتلى مىساخت و دسته دسته در آتش ميانداخت و مىسوخت .
پس از گذشتن وقايع ناگوار آنتيوكوس ، چون همه اشارات دانيال تحقق نپذيرفته بود ، يهود مسطورات آن كتاب را بر « پمپئى » و سپس بر « كاليكولا » منطبق كردند و پس از آن بطور كلى امپراطورى روم را دشمن خدا شناختند بتدريج در ميان يهوديان و مسيحيان ؛ اين عقيده بوجود آمد كه دجال موعود دانيال ؛ حاكى از حكومت ظالمانهايست كه در آخر جهان پيدا خواهد شد و پس از دورانى موقت و پر آشوب ، شكست خواهد خورد و جهان پايان خواهد يافت يا حكومت عادله دائم روى كار خواهد آمد .
در آثار اسلامى نيز راجع بدجال بحث شده است و اصل او را از اصفهان يا سجستان نشان دادهاند وى داراى قدرت و تأثير عجيبى است . يك چشم او مسح شده و چشم ديگرش در پيشانى است كه مانند ستارهء صبح ميدرخشد ، وى از همه جا مىگذرد و فقط در مكه و مدينه قدم نميگذارد .
اكثر مردم پيرو او مىشوند و دچار بدبختى مىگردند و تنها كسانى سعادتمندند كه بتوانند با مجاهده خود را از پيروى او باز دارند و بدنبال او نروند ميگويند از هر موى خر دجال ؛ نغمهاى به گوش ميرسد و آن نغمات موجب انجذاب مردم سست و ناپرهيزكار است .
بهر حال ؛ دجال كه نمودارى از جنگ نور و ظلمت است ، در اقوام و ملل ديگر هم سابقه دارد .
بابليان از جنگ مردوخ با تئومات سخن ميگفتند و تئومات را ظلمت و اژدها معرفى ميكردند در اوستا هم از جنگ اهريمن و اهور مزدا گفتگوها است و آئين مانويان بر اساس منازعهء ؟ ؟ دائم نور و ظلمت پىريزى شده است . در كتب الحاقى تورات هم گاهى دجال موجود فوق العادهاى است كه داراى صورت حيوانى عجيب الخلقه مىباشد .
در نظر نگارنده ، دجال كلمهايست مركب و الف و لام آن همان الف و لامى است كه در نامهاى دانيال و حزقيل هم وجود دارد و بمعنى خدا است . جزء اول آن هر چه باشد . بمعنى ضد و خصم و دشمن است ؛ و دور نيست كه با « دژ » و « دشمن » و « دشوار » همريشه باشد .
ظهور دجال از اصفهان يا سجستان هم اصالت ايرانى اين تصور را تأييد مىكند و گويا از دو قرن پيش از ميلاد ؛ يهود با اين تصور آشنا شده باشند ، و بوسيله ايشان به مسيحيان و ملل ديگر رسيده باشد . برخى از علماء مسيحى منجمله صاحب قاموس كتاب مقدس ؛ دجال را اسم عام ميدانند و بتصور ايشان مراد از دجال و دجالان كسانى هستند كه مسيح را تكذيب كنند .
ما مسلمانان مانند ملل ديگر حكومت عادلهء كامل را انتظار مىكشيم و ظهور چنين حكومت را پس از يك دوران بىنهايت ظلمانى مىدانيم و دورهء ظلمت را دوران دجال و دورهء نور و سعادت را دوران « قائم » تعبير مىكنيم . ( اعلام قرآن - تأليف دكتر محمد خزائلى )