شخصى از مقابل من به طرف حرم منور امير المؤمنين ميرود . وقتى نزديك رفتم ديدم استاد بزرگوارم مولانا احمد اردبيلى قدس اللَّه روحه است « 1 » من خود را از وى پنهان نگاه داشتم تا اينكه به طرف درب حرم آمد در بسته بود ، ولى به مجرد رسيدن او در باز شد و او داخل حرم گرديد . شنيدم كه سخن ميگويد . مثل اينكه با كسى تو گوشى حرف مىزند ؛ آنگاه از حرم بيرون آمد و در بسته شد من هم از عقب سر او رفتم ، تا از شهر نجف خارج شد و به سمت مسجد كوفه رفت . من دنبال او بودم ولى او مرا نمىديد .
همين كه وارد مسجد كوفه گرديد . رفت به سمت محرابى كه حضرت امير - المؤمنين عليه السّلام در آنجا شهيد شد ، و مدتى در آنجا ايستاد سپس برگشت و از مسجد بيرون آمد و آهنگ نجف كرد . من همچنان پشت سر او بودم تا اينكه رسيديم نزديك مسجد حنانه . در آنجا سرفهام گرفت ، بطورى كه نتوانستم خوددارى كنم . وقتى صداى سرفهء مرا شنيد برگشت نگاهى به من كرد و مرا شناخت . پرسيد تو ميرعلام هستى ؟ گفتم : آرى . گفت : اينجا چه ميكنى ؟ گفتم : از موقعى كه شما وارد صحن
هامش
( 1 ) ملا احمد اردبيلى نجفى متوفى بسال 993 كه در ميان فقها و دانشمندان ، معروف به ( محقق اردبيلى ) و نزد عموم مردم مشهور به « مقدس اردبيلى » است از مشاهير فقهاء و محققين دانشمندان ماست ، در فقه و اصول و حكمت و كلام استاد مبرز و در زهد و قدس و تقوى يگانهء روزگار بوده . مؤلف در مقدمهء بحار ميگويد : « محقق اردبيلى در قداست نفس و تقوى و زهد و فضل بمقام نهائى رسيد ، در ميان متقدمين و متأخرين علماء شخصيت بزرگى چون او را سراغ ندارم .
خداوند او را با ائمه طاهرين يك جا گردآورد . كتب او داراى بالاترين مراتب دقت نظر و تحقيق است » كتاب شرح ارشاد علامه حلى و آيات الاحكام و حديقة الشيعه به فارسى از كتب معروف محقق اردبيلى است دانشمندان بزرگى مانند ملا عبد اللَّه شوشترى ، شيخ حسن صاحب معالم ، سيد محمد صاحب مدارك و امير فيض اللَّه تفرشى ؛ و مير علام از شاگردان وى ميباشند . محقق اردبيلى در شيراز حكمت و فلسفه را از محضر جمال الدين محمود بزرگترين شاگرد جلال الدين دوانى فرا گرفت و از اين رو از حكما نيز بشمار ميرود بسال 993 رحلت كرد .