بتربيت داشت كه نكند در آن امتحان لغزش پيدا كنند و انتهاء آن ، اول امامت قائم آل محمد صلّى اللَّه عليه و آله باشد كه بدون كسر با دويست سال مطابق مىباشد و علت اينكه بعد از امام حسين تربيت شيعيان لزوم داشت اين بود كه شيعيان امامى را بعد از خود نمى ديدند كه آنها را آرزومند ظهور دولت حق كند ( زيرا امام زين العابدين عليه السّلام در تقيه ميزيست و نمىتوانست در اين خصوص سخن بگويد ) .
پنجم - آنكه بعد از يقين شيعيان بوجود مهدى موعود ( ع ) اميدوارى آنها بظهور دولت حق قوى مىشد . از اين رو آنها منتظر ظهور آن حضرت بودند تا احتياج بر شد و تربيت نداشته باشند . شايد اين بهترين وجهى باشد كه در اين خصوص به ذهن من خطور كرده است : و اللَّه اعلم بحقيقة الحال .
يقطين از اتباع بنى عباس بود : لذا بپسرش على كه از خواص امام موسى كاظم عليه السّلام بود گفت : از زبان پيغمبر و ائمه بما وعدهء ظهور دولت بنى عباس داده بودند و همانطور كه گفته بودند ، ظاهر شد . وعده دادند كه دولت ائمه شما نيز ظاهر ميگردد تا كنون عملى نشده ؟ جواب على هم محكم بود . آن جواب را چنان كه خواهد آمد از امام موسى بن جعفر گرفته بود .
نيز شيخ طوسى در كتاب غيبت از فضيل بن يسار « 1 » روايت نموده كه گفت : از امام
هامش
( 1 ) فضيل بن يسار از مردم بصره و از شاگردان دانشمند حضرت امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهما السلام است . دانشمندان شيعه او را از فقهاء بلند قدر و راويان موثق و مردى بزرگوار مىدانند .
در رجال كشى مىنويسد : هر وقت حضرت صادق او را مىديد ميفرمود : هر كس ميخواهد يكى از مردان بهشتى را ببيند : به فضيل بن يسار نگاه كند ! و فرمود : فضيل از اصحاب پدر من است ، و من دوست مىدارم كه آدمى اصحاب پدرش را دوست بدارد . قاسم بن فضيل و علاء بن فضيل پسران او ، و محمد بن قاسم نوهء او همه از بزرگان شاگردان ائمه و راويان ثقات بودهاند .