ميشوند » به اين معنى است كه ائمه طاهرين آنها را با تربيت صحيح بار مىآورند و آنها را اصلاح نموده آرزومند تعجيل فرج و نزديك شدن ظهور دولت حق ميكنند ، تا از دين حق برنگردند و مأيوس نشوند .
دويست كه در كلام حضرت است ، مبنى بر گفتهء مقرر در نزد منجمين و اهل حساب است كه هر گاه كسور بيش از نصف باشد آن را تمام و اگر كمتر از نصف باشد ، اسقاط ميكنند .
اين را از اين جهت گفتيم : كه صدور خبر مزبور اگر در اواخر زندگانى حضرت موسى كاظم ( ع ) بوده از دويست سال خيلى كمتر است . زيرا وفات حضرت در سال 183 هجرى روى داده است تا چه رسد كه قبل از اين تاريخ از دنيا رفته باشد ؛ بنا بر اين روى حساب گذشته ذكر دويست سال كه صد سال آن كسر داشته باشد صحيح است . زيرا از نصف تجاوز كرده است و اين طور بذهن من خطور كرده است .
دوم - توجيه ديگرى هم به نظر مىرسد . و آن اينكه ابتداء اين دويست سال اول بعثت پيغمبر ( ص ) باشد . زيرا از اين زمان پيغمبر شروع كرد بخبر دادن از آمدن ائمه و مدت ظهور و پنهان شدن آنها ، پس بنا بر يك تقدير ( با اضافهء سيزده سال قبل از هجرت ) اين مدت نزديك به دويست سال خواهد بود . و اگر در ده سال اخير ( نود سال ) سدهء دوم كسرى باشد ، بنا بر قاعدهاى كه گفتيم ، اشكالى ندارد .
سوم - اينكه مقصود از تربيت يافتن شيعيان زمان پيش از امام هفتم و بعد از آن حضرت باشد ، به همين جهت تربيت را بلفظ مضارع آورده على هذا اين تربيت از موقع هجرت شروع و تا زمان امام رضا عليه السّلام كه ( بر خلاف گذشته و محدوديت ائمه پيشين ) در سال دويست هجرى وليعهد مسلمين گشت و سكه بنام مباركش زدند ؛ پايان مىپذيرد .
چهارم - اينكه مدت تربيت همانطور باشد كه در وجه سوم گفتيم و شامل قبل و بعد از زمان موسى بن جعفر ( ع ) باشد ، ولى ابتداى آن را بعد از شهادت حضرت امام حسين عليه السّلام فرض كنيم كه امتحان بزرگى براى شيعه بود و در آن موقع شيعه احتياج
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 860
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٨٦٠