تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 858

مساهمون:

ص٨٥٨
به خدا قسم شما مانند سفال شكسته ميشويد « 1 » سفال بعد از شكسته شدن ديگر به صورت اول برنمىگردد . به خدا قسم شما امتحان ميشويد و غربال خواهيد شد ( تا نيكان در غربال مانده و غير نيكان بيرون بريزند ) چنان كه دانهء تلخ از ميان گندم جدا مىشود . و هم در غيبت شيخ از على بن يقطين « 2 » روايت نموده كه حضرت موسى بن
هامش
( 1 ) از اين سه تشبيه چنين استفاده مىشود كه شيعيان در زمان غيبت امام زمان جمعى سخت گمراه مىشوند و سپس توبه كرده و مثل شيشه شكسته به صورت نخست برميگردند ، و دسته‌اى وقتى منحرف گشتند مانند سفال شكسته ؛ ديگر به صورت اول در نمىآيند ، و گروهى غربال شده خوبان و بدان از هم جدا مىشوند . ( 2 ) على بن يقطين از مفاخر شيعيان و رجال بلند آوازه است كه در دولت بنى عباس مقامى بزرگ داشت ، و خود و پدرش يقطين مورد توجه كامل آنها بودند . يقطين پدر على بجرم تشيع مورد تعقيب مروان حمار آخرين خليفهء اموى واقع شد و ناچار از وى گريخت و پنهان گرديد ، و چندان كه تجسس كردند او را نيافتند . زن وى در كوفه بسال 124 على را بزاد و با فرزند ديگرش عبيد از ترس مروان و جاسوسان او به طرف مدينه رفت و پيوسته در اختفا بسر مىبرد . در آن مدت آن زن و مرد شيعى رنجها بردند و سختيها كشيدند . بعد از قتل مروان و سقوط بنى اميه و روى كار آمدن بنى عباس يقطين و زن و فرزندانش بكوفه برگشتند و در كار دولت بنى عباس وارد گشت . ولى ارتباط خود را با حضرت صادق ( ع ) قطع نكرد و گاهى مخفيانه اموالى به خدمت حضرت مىفرستاد و با احتياط زياد مىزيست تا در سال 185 هجرى رحلت نمود . على بن يقطين فرزند او هم باتفاق پدر در دولت بنى عباس كار مىكرد و از وزراى آنها بود . در زمان او شيعيان از حمايت و مساعدت كامل او برخوردار بودند و از اركان مهم شيعه بشمار مىآمد ، على مردى فاضل و خوش قلب ؛ ديندار و دست و دل باز بود . روايت شده كه يك سال در ( عرفات ) صد و پنجاه نفر را شمردند كه همه به نيابت على بن يقطين تلبيه مىگفتند . آنها كسانى بودند كه على مخارج آنها را داده و روانهء حج كرده بود . على بن يقطين از اصحاب خاص امام هفتم حضرت موسى كاظم ( ع ) بود ، مقام او نزد آن حضرت به جائى رسيد كه فرمود ، ضمنت لعلّي بن يقطين ان لا تمسّه النّار يعنى ، ضمانت كردم كه آتش دوزخ بدن على بن يقطين را نسوزاند ! و در روايتى فرمود : بهشت را براى او ضمانت مىكنم ! داود رقى مىگويد : روز عيد قربان خدمت آن حضرت شرفياب شدم . حضرت فرمود : در عرفات هيچ كس جز على بن يقطين بدل من نگذشت و همه جا با من بود . روزى على نزد حضرت از وضع خود و نشست و برخاست و معاشرت با بنى عباس و مخصوصا از مصاحبت و وزارت هارون الرشيد شكوه نمود . حضرت فرمود : اى على ! خدا دوستانى دارد كه با ظلمه مربوط هستند تا از دوستان خدا دفع كنند و تو از آنها هستى ! داستانهاى على بن يقطين و فرمايشات آن حضرت و پدرش حضرت صادق ( ع ) در بارهء او بسيار است كه همه حاكى از جلالت قدر و عظمت نفس و شخصيت نافذ آن وزير با تدبير متدين مىباشد . على بن يقطين در سال 180 يا 182 بدرود حيات گفت .