تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 834

مساهمون:

ص٨٣٤
عرضكردم : يا ابن رسول اللَّه ! تأويل
كهيعص
چيست ؟ ! فرمود : اين حروف از اخبار غيبى است كه خداوند به اطلاع زكريا عليه السّلام بنده‌اش رسانيد ، سپس آن را براى محمد صلّى اللَّه عليه و آله نيز حكايت كرد و آن بدين گونه بود : زكريا از خداوند خواست كه اسامى پنج تن را به او بياموزد پس جبرئيل آمد و آن را بوى ياد داد ، از آن روز هر وقت زكريا اسامى محمد و على و فاطمه و حسن را به زبان مىآورد مسرور ميشد و غمهايش بر طرف مىگرديد ، ولى چون نام ( حسين ) را به زبان مىآورد ، چندان ميگريست كه گلويش ميگرفت و نفسش قطع ميشد . روزى گفت : خداوندا ! مرا چه مىشود كه هر گاه اسامى آن چهار تن را ميبرم غمهايم تسكين مىيابد ولى وقتى نام حسين را ميبرم اشكم جارى ميگردد ! خداوند متعال داستان آن را بوى اطلاع داد و فرمود : كهيعص . كاف اسم كربلا ، و ها هلاك عترت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و ياء يزيد پليد ظالم بحسين عليه السّلام و عين عطش آن حضرت و صاد صبر آن بزرگوار است . چون زكريا اين را شنيد ، تا سه روز از مسجدش خارج نشد ، و مانع شد كه مردم نزد او بيايند . در اين سه روز مرتب گريه و زارى مينمود و در آن حال ميگفت : خداوندا ! آيا بهترين خلق خود را بمصيبت فرزندش مبتلا ميسازى و امتحان اين واقعه جان گداز را بنابودى او فرود مىآورى ؟ پروردگارا ! آيا لباس اين مصيبت عظمى را بتن على و فاطمه مىپوشانى و غم و اندوه آن را بدل آنها مىاندازى ؟ آنگاه گفت : پروردگارا ! پسرى به من روزى فرما كه در اين سن پيرى