تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 789

مساهمون:

ص٧٨٩
ذكر كنم . او ميگفت : من از خداوند متعال مسألت مينمودم كه بر من تفضل نموده ملاقات حضرت را به من روزى كند . وقتى در خواب ميبيند كه فلان وقت او را خواهد ديد . ميگفت : بعد از آنكه از خواب برخاستم و آن وقت كه در خواب ديده بودم ، در حرم مطهر حضرت موسى كاظم عليه السّلام بودم . ناگاه صدائى شنيد كه قبل از آن وقت نيز آن را مىشناخت . صاحب صدا حضرت امام محمد تقى عليه السلام را زيارت ميكرد . او نخواست كه در آنجا خود را به او برساند بلكه در پائين پاى ضريح امام موسى كاظم عليه السّلام توقف مىكند در اين وقت كسى از حرم بيرون مىآيد كه يقين مىكند حضرت مهدى صلوات اللَّه عليه است . حضرت يكنفر همراه داشت . او امام را ميديد ولى بخاطر لزوم ادب در پيشگاه حضرت با وى صحبت نكرده بود .

ابو العباس واسطى

و از جمله رشيد ابو العباس بن ميمون واسطى در سفرى كه بسامره ميرفتيم نقل ميكرد كه : چون شيخ يعنى جد من ورام بن ابى فراس « 1 » قدس اللَّه روحه بواسطه
هامش
( 1 ) ورّام بن ابى فراس - شيخ زاهد ، و عالم فقيه ؛ و محدث بزرگوار صاحب كتاب « تنبيه الخاطر » معروف به « مجموعه ورام » در « خاتمه مستدرك » مينويسد : ورام در مجموعه خود اخبار اماميه را با آثار مخالفين ، و مواعظ خلفاء راشدين عليهم السلام را با بافندگيهاى منافقين مخلوط كرده و از حسن بصرى سامرى اين امت زياد نقل كرده است » . شيخ منتجب الدين رازى ميگويد : وى دانشمندى فقيه و صالح بود . او را در حله ديدم و چنان بود كه شنيده بودم . شيخ ورام در سال 605 هجرى در شهر حله وفات كرد ( سفينة البحار ) . علّامه نورى در باب هفتم « نجم الثاقب » ذيل حكايتى كه از فرج المهموم سيد بن طاوس از ورام بن ابى فراس نقل مىكند ميگويد : « شيخ ورام مذكور از زهاد علما و اعيان فقهاست ، و از اولاد مالك اشتر است و مصنف كتاب « تنبيه الخاطر » است كه معروف به « مجموعه ورام ، و او جد مادرى ابن طاوس است ؛ و مادر او دختر شيخ طوسى است ، و مادر اين دختر ، و دختر ديگر كه مادر ابن ادريس ( مؤلف كتاب سرائر ) است ؛ دختر مسعود ورام است ، و هر سه از فضلا و داخل در اجازاتند . و آن مسعود ورام به اين ابن ورام ، بر جماعتى مشتبه شده بسيارى از كتب مؤلفه در اين باب ؛ اشتباهات عجيبه در ترجمهء « ابن طاوس » و « ابن ادريس » كرده‌اند كه مقام آن نيست ؛ حتى بعضى اين دو عالم را پسر خاله يك ديگر شمرده ، و اين از اغلاط فاحشه است ؛ و مخفى نيست بر آنكه في الجمله معرفتى بطبقات علما دارد » .